close
تبلیغات در اینترنت
نژادپرستی و پیامدهای آن در ایران و ایلام

به سایت فرهنگ در ایران، ایلام و ملکشاهی خوش آمدید!
ironia

عضو شوید
عضو شوید تا بتوانید در گفت و گو های انجمن شرکت کنید. r>

سلام

درود برهمه شما خوبان:

 از همه دوستان دعوت می کنم که اگر نظری دارند ارئه کنند تا بتوانم وبلاگ را غنی تر کنم.

سپاس


 نژادپرستی و قوم‌گرایی:بای بای

از ویژگی‌های جوامع عقب‌مانده و از خصلت‌های افراد نادان به حساب می‌آید. از همین‌رو، می‌بینیم که این دو پدیده‌ی شوم در میان کشورهای رشدیافته و یا در حال رشد، روز به روز سیر نزولی اش را می‌پیماید و جا را برای نوع‌گرایی و انسان‌دوستی، خالی می‌کند تا زمینه برای برقراری گفتمان، عقلانیت، روابط دوستانه و وحدت پایدار، فراهم و درها به رخ خشونت، دشمنی و ستم‌گری، مسدود گردد. اما در میان ملت‌های عقب‌مانده و در حال رکود، هر لحظه، سیر صعودی دارد و دیوارهای دشمنی، کینه و خون‌ریزی، روز به روز ضخیم‌تر و پایدار‌تر، ریشه‌های نفاق، پراکندگی و پس‌ماندگی، عمیق‌تر و و وسیع‌تر و بستر برای مداخلات بیرونی و چنددسته‌گیهای درونی، آماده‌تر می‌شود و راه‌های گفتمان و عقلانیت، آسیبی بیش تر می‌بیند.

از این رو، این دو پدیده نحس، از عوامل اصلی عقب‌ماندگی فرد، جامعه و جهان، به شمار می‌آید، همان‌گونه که بزرگ ترین مانع برای برقراری گفتمان و تفاهم نیز هست. در حقیقت، با پیدایش روحیه نژادپرستی و قوم‌گرایی در یک جامعه، زلزله‌ای ویرانگر، در ساختمان فرهنگ و تمدن آن اجتماع، پدید می‌آید که این کاخ را به ویرانه مبدل می‌کند، طوفانی خشمناک، سراسر گلزار زندگی فردی و اجتماعی را با خاک سیاه تیره‌بختی و خشونت، یکسان می‌سازد و سرانجام، آتشی جهان‌سوز، خرمن صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز را فرا می‌گیرد که در نتیجه‌ی این آفات و آسیب‌ها، نه تنها خود این‌گونه جوامع و افراد آن، آسیبی شدید می‌بینند، بلکه همسایگان را نیز با خود، هم‌سرنوشت، می‌گرداند.

منشأ پیدایش روحیه‌ی نژادپرستی و    ناراحتسوال ؟...

حال، این پرسش مطرح می‌شود که چرا این دو پدیده‌ی نامبارک، در اجتماع، شکل می‌گیرد و آن دو، معلول چه عواملی اند؟ در پاسخ باید گفت که نژادپرستی و قوم‌گرایی، پیوندی تنگاتنگ با حسّ «برتری‌خواهی» و «جاه‌طلبی» دارد کهدر وجود هر انسانی، نهفته است. این مُعضَل، تاریخی بسیار طولانی ـ به درازای عمر انسان‌ ـ دارد؛ تاریخ زندگی بشر، این گونه ناهنجاری‌های زمین‌گیرکننده را در جوامعِ پیش از عصر تمدن، بصورت بسیار چشمگیری دیده است.

نژاد پرستی در بین عرب هاشیطان

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

در میان قبایل عرب پیش از ظهور اسلام، این حس، آنقدر رشد کرده بود که رفتارهای ناشی از آن، بخش اصلی برنامه‌ها و فعالیت‌های روزمره‌ی آن‌ها را تشکیل می‌داد. برتری این قبیله برآن قبیله، فضیلت این قوم برآن قوم و شرافت این لهجه‌ی گفتاری برآن شیوه‌ی گفتاری، تمام عقل، فکر و تلاش آن‌ها را در خود، غرق کرده بود.

از همین رو، در ستایش از قوم، زبان، قبیله و گروه خود، شعارهایی بسیار فخرفروشانه سرمی دادند، شعرهای دامنه داری می‌سرودند و افسانه‌های عجیب و غریبی می‌بافتند.

این شعاردهی، شعرسرایی و افسانه‌بافی‌ها گاهی لجام صبر و حوصله را چنان از دست آنان می‌ربود که همانند سگ‌ها به جان هم می‌افتادند و آتش جنگ‌هایی خونین و طولانی میان قبایل عرب جاهل، درمی‌گرفت که مهارکردن آن، از توان انسان‌های فخرفروش و برتری‌خواهِ آن دوران، بیرون بود.

نژاد پرستی در بین یهودیانشیطان

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

علاوه بر عرب جاهل، قوم یهود نیز بیش از دو هزار سال است که با این سرطان فکری و عقیدتی، دست و پنجه نرم می‌کند. پیدایش این درد علاج‌ناپذیر درمیان یهودیان، عوامل دینی و مذهبی دارد که به برخی از آن‌ها بگونه‌ی فهرست‌وار اشاره میشود:

  • اعتقاد به این که آنها فرزندان حضرت اسرائیل (یعقوب) علیه السلام وپیغمبرزاده اند و لذا ـ‌به زعم خودـ بر دیگران، فضیلت دارند
  • پیامبران زیادی از میان «بنی اسرائیل»(فرزندان حضرت یعقوب) برخاسته اند
  • باور به این که آنان قوم برگزیده‌ی الهی می باشند.
  •  وجود این توهم که بهشت و نعمت‌های آن، به آن‌ها اختصاص دارد و به جز از فرزندان اسرائیل، اقوام و ملت‌های دیگر، شایستگی رسیدن به آن را ندارند.

 

این گونه تَوَهُّمات و خیال‌پلوها سبب گردیده است که آنان از فرق سر تا کف پا، در مُرداب تکبر و فخرفروشی، فروغلتند و هنوز هم عنکبوت‌وار در میان همان تارهای نازک خرافات، خفته اند. این مردمان اعتقاد دارند پروردگار تمام انسان ها را برای خدمت به آن ها آفریده است و برای اینکه قوم یهود از دیدن آین موجودات خادم خوشش بیاید آن ها را به شکل آدم آفرید!

نازیسمصلیب شکسته

                                                                                                                                         خلاصه عبارت ناسیونال سوسیالیسم است. نازیسم به مجموعه ایدئولوژی‌های حزب نازی اطلاقمی‌شود. نازیسم را می‌توان شکلی از فاشیسم دانست که نژادپرستی نیز به اصول آن افزوده شده‌است.نازیسم را در دسته احزاب راست دسته بندی می‌کنند. نازی‌ها به برتری نژادی معتقد بودند و مدعی بودند که خالص ترین نژاد آریایی هستند. در طرف مقابل نازی‌ها یهودیان را دشمنان شماره یک نژاد آریایی می‌خواندند. نازی‌ها مخالف دموکراسی بودند و دموکراسی را تنها در تئوری زیبا می‌دانستند، نازی‌ها دموکراسی را دروغ گویی برای رسیدن به قدرت می‌خواندند.نازی‌ها مخالف نظام سوسیالیسم و کمونیسم بودند و سبکی از سرمایه داری را ترویج می‌دادند که از سرمایه داری در جهت خواسته‌های دولت حمایت می‌کرد و این سبک را سوسیالیسم ملی نام گذاشتند.آنها اهداف سوسیالیسم ملی را رفاه عمومی کارگران، افزایش دستمزدها و عدالت در تقسیم سرمایه‌ها اعلام کردند. نازیسم در آلمان امروزی غیر قانونی است، گرچه بقایا و احیا کنندگان نازیسم مشهور به «نئو نازی‌ها» در آلمان و خارج از آن مشغول فعالیت هستند.

برتری خواهی ، ریشه‌ی همه بدبختی ها استکلافه

همین باورهای باطل و خود برتر بینی بدون پایه، پیامدهایی ناگوار و زیان‌هایی جبران ناپذیری برپیکر یهودیان سراسر جهان، وارد آورده است که تاهنوز، به گونه‌ی شایسته، نتوانسته اند سر پای خویش ایستاد شوند. آن گونه که آنان ادعا می کنند نازی های آلمان در جنگ جهانی دوم چندین ملیون یهودی را به وضعی بسیار فجیع به قتل رساندند‌. اگر چنین ادعایی تکان دهنده، درست باشد، این نکته را به اثبات می رساند که روحیه‌ی برتری‌طلبی و خودخواهی یهودیان، نازی های بلندپرواز (که خود را نژاد برتر می دانستند) را به شدت برآشفته کرده بود، به اندازه ای که تنها با کشتن وسوزاندن ملیون ها زن و مرد یهودی، عطش کینه و آتش نفرت شان، اندکی فرو نشست.

از جانب دیگر، به جرم همین اندیشه‌های کج و باورهای کور خود، تا هنوز مورد نفرت جهانیان ــ حتّی ملت‌های غربی‌ــ قرار دارند و این تنفّر و انزجار‌، برای همیشه، باقی خواهد ماند، جز آن که از این گونه افکار و عقاید بی پایه، دست بردارند.

همان گونه که هیتلر و سایر نازی‌ها، نیز دچار همین بیماری مُزمِن گردیده بودند که در نتیجه نه تنها آلمان، بلکه جهان آبادِ آن روز را نیز به ویرانه تبدیل نمودند و هزاران انسان بی‌گناه را به خاک و خون کشیدند .

ازقضایای آفاقی و بیرونی که بگذریم و تنها حوادث درونی خویش را طی چند دهه‌ی اخیر درپیش چشم، مجسم کنیم ، به روشنی در می‌یابیم که تمام بدبختی‌های این چند دهه، محصول همان اندیشه هایی کور و باور هایی کج بوده است که در اثر عواملی چون: بلند پروازی، برتری‌خواهی، جاه طلبی، فخرفروشی، تجاوز به شخصیت و هویت فردی و اجتماعی دیگران پدید آمد که به جز تباهی، ویرانی و جنگ‌های خانمانسوز، هیچ دست آوردی مثبت، به همراه نداشته است.

ولی حاثه یازدهم سیپتامبر در نیویارک وپینتاگون و نیز نشست تاریخی شخصیت‌ها و نهادهای سیاسی در بُن ــ‌که نقطه‌یی عطف و سپیده‌یی درخشانی در تاریخ معاصر کشور به حساب می‌آیدــ‌ ملت زجردیده افغانستان را هوشیار و رهبران فریب خورده‌ی احزاب جنگی را ازخواب خرگوشی بیدار نمود.

این تکه‌یی از تاریخ، مردم افغانستان را ــ‌که برلب چاه نابودی رسیده بودــ از تنور آتش نفاق و کینه، رهایی بخشید و اکنون چند صباحی است که باشندگان این سرزمین،برادروار و خواهرگونه، درفضای آشتی، برادری و برابری، به سر می‌برند.

این نسیم جان پرور صلح و فصل اخوت در چند سال اخیر که اندیشه و عقیدۀ مردم را به صورتی مثبت، دگرگون کرد و به برکت آن، ملت شریف افغانستان به دست‌آوردهایی بزرگ نایل گردید.

همه انسان ها باهم برادر وبرابر اندقلب:

اکنون وقت آن فرا رسیده است که باید طرح جدیدی ریخت و مغزهای زنگ گرفته و باورهای چرکین را با آب برابرنگری، شستشو داد، باید آن روحیات پلید و زنگار گرفته را از درون دیوارهای کاغذی توهّم و تخیّل خویش بیرون راند، به واقعیت هایی که باآن روبرو ایم، تن در داد و به این باور برسیم که همه‌ی افراد بشر ــ‌چه رسد از شهروندان ساکن در یک کشورــ با هر رنگ، نژاد و عقیده‌یی که دارند، با هم برابر اند و هیچ کسی بریکدیگر ــ‌بوسیلۀ نژاد، زبان، مذهب، انتساب و زدوبندهای خونی‌ــ برتری ندارد جزازراه کمالات اکتسابی و معیارهای مورد پذیرش خردمندان جهان.

برابری انسان‌ها از دیدگاه عقلخیال باطل

عقل سلیم نیز با نگاه شریعت، هم‌نوا و تأییدکننده‌ی آن است که انسان ها با هم برابرند، زیرا با توجه به وجوه مشترکی که میان افراد و جوامع گوناگون است (همه پستاندارند، ژنتیک مشترک دارند، همه احساسات دارند، همه حق آزدادی دارند و ... ) هیچ دلیلی قانع‌‌کننده‌یی پیش عقل وجود ندارد که یکی را بدون علت، بر دیگری، برتری دهد، مگر آن که جرمی را مرتکب شود و یا کاری نیک انجام دهد. بنابراین، از دید عقل، برتری و نابرتری انسان‌ها روی انجام کار نیک و مورد پسند جامعه و بشریت و ارتکاب رزایل (انجام کار بد)، میچرخد. از عینک خرد پاک، برتری و عدم برتری افراد، نه بر مسحور پیوندهای خونی و خانوادگی می‌چرخد و نه بر پایه‌ی رنگ، زبان، نژاد و مذهب، تکیه دارد.

از همین جهت، خردمندان و اندیشمندان جهان، با توجه به شرایط و نیازمندی‌های عصر خویش، برای ریشه‌کن کردن برتری‌های بی‌پایه و نابرابری‌های برخاسته از جهل، گام‌هایی ارزشمندی برداشته اند و انصافاً همین کوشش‌ها، رنگ و رخ و همچنان معنی و گوهر جوامع انسانی را دگرگون و زندگی عقلانی و اجتماعی را جانشین برخوردهای حیوانی و وحشیانه کرده است.گرچند تا رسیدن به جامعه‌ی آرمانی راه درازی در پیش است ولی گام‌هایی نخستین برداشته شده است.


از اعلامیه حقوق بشر «کوروش بزرگ» و قانون‌نامه حمورابی گرفته تا نخستین اعلامیه‌های حقوق بشر در قرون جدید در انگلستان، آمریکا و فرانسه و غیره، و همچنین اعلامیه جهانی حقوق بشر در قرن بیستم که ازسوی عقلاء و فرهیخته گان جامعه بزرگ انسانی ساخته شده اند، بخشی از این کوشش‌های پیگیر و خستگی‌ناپذیر شمرده می‌شوند:

بصورت نمونه، در بخشی از اعلامیه‌ی حقوق بشر فرانسه مؤرخ 23 آگست 1795 و نیز در ماده نخست حقوق بشر و شهروند فرانسه مؤرخ 26 آگست 1789میلادی، آمده است: «...افراد بشر، آزاد زاده می‌شوند و آزاد می‌زینند و حقوق برابر دارند؛ امتیازات اجتماعی تنها بر اساس منافع عمومی است.

در ماده ششم آن می‌خوانیم: «...قانون چه در مورد حمایت و چه در مورد کیفر، باید برای همگان، یکسان باشد. همه شهروندان که از نظر قانون، برابر اند، در مورد برخورداری از مزایا و انتصاب به مقامات و مشاغل دولتیف برحسب لیاقت خود، به یکسان قابل پذیرش اند و کسی را بر کسی امتیازی نیست مگر به خاطر فضایل و استعدادهایش

چگونه می‌توان بر این دو پدیده خطرناک، غلبه پیدا کرد؟مشغول تلفن

بهترین راه‌های مبارزه با این گونه بیماری‌های فردی و اجتماعی، عبارت است از:

  • بالابردن آگاهی عمومی

همان‌گونه که می دانیم «دانش، ریشه‌ی همه خوبی‌ها و نادانی، مایه‌ی تمام بدی‌ها ست»، بدون شک، پیدایش و افزایش این گونه آفات اجتماعی، ریشه در جهل دارد. از این رو، در جوامع جهل‌زده و خرافات‌‌پرست، در گام نخست باید کارهای فرهنگی صورت گیرد تا با سپاه دانش، در برابر لشکر نادانی و کج‌اندیشی، ایستاد و با پرتو علم، تاریکی‌های جهل را از فضای زندگی سعادت‌مندانه زدود

 

از طریق افزایش سطح آگاهی عمومی، می‌توان، حس خود برتربینی انسان‌ها را به گونه‌یی درست و سالم آن، اشباع کرد که عبارت است از رقابت‌های علمی، هنری و حرفه‌ای. با این کار، هم می‌توان دروازه‌ها را به رخ رقابت‌های منفی، بست و هم با پیدایش بستر برای مبارزات علمی و هنری، جامعه به سوی بالندگی و پیشرفت، گام‌های بلندی برمی‌دارد.

  • از بین‌بردن زمینه‌های پیدایش روحیه‌ی نژادپرستی و برتری‌خواهی.

 افزون بر آگاهی‌دهی همگانی، لازم است ریشه‌های این نوع اندیشه‌ها و باورها را خشکاند. زیرا در بسیاری از موارد، نژادپرستان، قوم‌گرایان، جاه‌طلبان و برتری‌خواهان، از سواد بالایی بهره‌مند اند ولی وجود برخی از از باورها و اندیشه‌های برخاسته از متون دینی و مذهبی و نیز وجود بعضی از توهمات و شایعات در میان پیروان برخی از مکاتب فکری و عقیدتی، سبب گردیده است که حتی فرهیختگان و اندیشمندان این گونه جوامع، عنکبوت‌وار در درون تارهای خرافات و خیالات، می‌تنند و در لابلای آن، گیرمانده اند به گونه‌ای که هیچ‌گاه نمی‌توانند از درون زنجیرهای خرافی و غل‌های عقیدتی، سربرآورند تا جهان و ساکنان آن را به گونه‌ی شایسته و بایسته، درک نمایند و از افقی بازتر و خالی از تعصب و خودخواهی به آفریده‌های زیبای الهی ـ‌بویژه فرزندان حضرت آدم که جانشینان خداوند در روی زمین و وارثان آن اندـ بنگرند. بطور نمونه، وجود روحیه‌ی نژادپرستی در یکایک پیروان دین یهودیت، برخاسته از متون اعتقادی آن‌ها ست؛ زیرا کتاب آسمانی شان، باورهایی چون: «برگزیده بودن»، «اختصاص داشتن بهشت به یهودیان» و... را در مغز و دل‌های آن‌ها، تذریق نموده است.

  • یگانه راه مبارزه با این گونه روحیه‌های بی‌پایه، آنست که باید این‌گونه موارد یا اساساً از متون اعتقادی، برداشته شود و یا حداقل، از عقاید و احکام منسوخ، به شمار آید. زیرا موجودیت این دسته از باورهای بی‌بنیاد، نه مبنای شرعی دارد، نه پشتوانه‌ی عقلی، نه استقبال عرفی و نه سازگاری با موازین بین المللی.

جامعه ما که از دیر هنگامی ، دچار این بیماری مُهلِک گردیده و از این گذرگاه، ضربه‌هایی کوبنده‌‌ای، دیده است، با پدیدآمدن شرایط تازه (از نشست بُن تا کنون) آرام آرام به سوی بهبودی و همدلی گام‌هایی استواری برداشته است، به گونه‌ای که بیشتر افراد و اقشار گونا گون جامعه تجربه‌دیده ما به این نتیجه رسیده اند که شاهان نادان و ستمکار و نیز سیاستمداران و رهبران جاه‌طلب شان اقوام برادر و باشندگان هم‌سرنوشت و هم‌هدف این سرزمین را دستاویز برای رسیدن به هدف‌های شخصی خود، قرار داده اند و صد افسوس که این روند ـ‌گاهی آشکار و زمانی هم پنهانی‌ـ جریان دارد.

ولی چیزی که مایه‌ی امیدواری می‌باشد آن است که چهره‌های حقیقی این گونه افراد و گروه‌های جاه‌طلب و خوداندیش، برای افراد تحصیل‌یافته، نسل جوان و زجردیدگان دوره‌های بحران و فاجعه، برملا گردیده است و اکنون آن افسون‌ها و ترفندها، حداقل در میان این دسته‌ها، کارایی خود را از دست داده است.

ولی این گونه خودآگاهی، یکرنگی‌و همدلی که در طی چند سال اخیر، دست‌آوردهای بسیار مثبتی برای ملت زجردیده ما، داشته است، مورد چشم‌تنگی و حسادت‌های دشمنان دیرینه‌ی این مردم قرار گرفته است و از همین رو با طرح مسایل قومی، زبانی، عقیدتی و غیره می‌خواهند آتش فرونشسته‌ی تنش‌های داخلی، دامن بزنند تا با راه اندازی این گونه طرح‌های توطئه‌آمیز، بار دیگر، نیز این ملت ستم‌کشیده را در میان کوره جنگ‌های داخلی، زنده زنده، بسوزانند تا زمینه را برای مداخلات گسترده‌تر خود و ویرانی بیشتر این سرزمین، فراهم نمایند.

امید است که تمام افراد ملت شریف، با هوشیاری کامل، درمقابل توطئه‌های دشمنان سوگندخورده‌ی شان بایستند و راه فریب تبلیغات رسانه های غربی وشرقی و دسیسه‌های توطئه‌گران را از هر سو، ببندند.

این امر، تنها درصورتی میسر و ممکن است که فرهنگ تحمل، همدیگرپذیری، برادری و برابری در میان آحاد ملت افغانستان، پدید آید و بار دیگر راه گذشته را درپیش نگیرند. دشمنان آشکار و نهان ما می‌کوشند ما را به راهی ببرند که به «ترکســـتان» می‌انجامد، ولی اگر همین همدلی، همبستگی و برادری کنونی، محفوظ بماند ـ و حتی پررنگ تر شود ـ یقین داشته باشیم که دام‌های صَیّادان بی‌رحم و پَست‌سرشت، بی‌اثرخواهد ماند.


ادامه مطلب
درباره : نژادپرستی و پیامدهای آن در ایران و ایلام ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

بازدید : 56
تاریخ : یکشنبه 02 شهريور 1393 زمان : 11:1 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()


درباره سایت


درود بر شما عزیزان: با توجه به نقش اساسی فرهنگ در پیشرفت یک جامعه در این وبلاگ سعی شده است از تأثیر مثبت و منفی پارامترهای مختلف فرهنگ بحث شود. در این میان قبیله گرایی و نژادپرستی نقش شاخصی را ایفا می کنند. خصوصا در جریان انتخابات باعث پیروزی افراد نالایقی شده که در مجلس و یا سایر شوراها توانایی ابراز وجود هم ندارند. امیدوارم افراد فرهیخته و آگاه به مسائل جامعه وارد میدان شده و برای حل این معضل چاره ای بیاندیشند. بنده نیز به عنوان یک فرهنگی به نوبه خود و از این طریق از همه افراد جامعه دعوت می کنم برای ریشه کن کردن این معضل پا پیش بگذارند.

آمار سایت

آمار مطالب
کل مطالب : 28
کل نظرات : 8
آمار کاربران
افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 5

کاربران آنلاین

آمار بازدید
بازدید امروز : 5
باردید دیروز : 2
گوگل امروز : 0
گوگل دیروز : 0
بازدید هفته : 7
بازدید ماه : 68
بازدید سال : 582
بازدید کلی : 8,154

اطلاعات کاربری


عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

موضوعات

ایلام
قبیله گرایی در ایران و ایلام و ملکشاهی
نژادپرستی و پیامدهای آن در ایران و ایلام
زندگی نامه کوروش بزرگ
مفهوم آزادی
ظلم به زنان در طول تاریخ
نمایش افزایش جمعیت در کره زمین به صورت آنلاین
تبدیل تاریخ شمسی (خورشیدی) به میلادی
فال ماه تولد
فال انبیا
گالری عکس های من
سخنان زیبا از کوروش کبیر (بزرگ)
دانستنی های جالب و جذاب
جملات زیبا از دکتر علی شریعتی
جملات پیامکی
تعبیر خواب
احادیث انبیا
تقویم شمسی مستقل از تقویم کامپیوتر
فال حافظ
جملات عاشقانه
اوقات شرعی به وقت ایلام
جستجو در گوگل
تاریخ ایلام
دیدنی های استان ایلام
تعریف فرهنگ
جملات بزرگان
زمین شناسی ایلام و ایران

خبرنامه

براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

نظرسنجی

نظر شما در مورد قبیله گرایی چیست








چگونه می شود نژاد پرستی و قوم گرایی را در ایران ریشه کن کرد؟






جستجو


کدهای اختصاصی

Hello World !

پشتیبانی

RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : Enterweb.ir