close
تبلیغات در اینترنت
فرهنگ در ایران، ایلام و ملکشاهی - مطالب ارسال شده توسط admin

به سایت فرهنگ در ایران، ایلام و ملکشاهی خوش آمدید!
ironia

عضو شوید
عضو شوید تا بتوانید در گفت و گو های انجمن شرکت کنید. r>

سلام

درود برهمه شما خوبان:

 از همه دوستان دعوت می کنم که اگر نظری دارند ارئه کنند تا بتوانم وبلاگ را غنی تر کنم.

سپاس


 

زندگینامه کوروش کبیر

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

دوران کودکی کوروش

از تولد تا آغاز جوانی کوروش کبیر دوران خردسالی کوروش کبیر را هاله ای از افسانه ها در برگرفته است. افسانه هایی که گاه چندان سر به ناسازگاری برآورده اند که تحقیق در راستی و ناراستی جزئیات آنها ناممکن می نماید. لیکن خوشبختانه در کلیات ، ناهمگونی روایات بدین مقدار نیست. تقریباً تمامی این افسانه ها تصویر مشابهی از آغاز زندگی کوروش کبیر ارائه می دهند،تصویری که استیاگ ( آژی دهاک )، پادشاه قوم ماد و نیای مادری او را در مقام نخستین دشمنش قرار داده است. استیاگ - سلطان مغرور، قدرت پرست و صد البته ستمکار ماد - آنچنان دل در قدرت و ثروت خویش بسته است که به هیچ وجه حاضر نیست حتی فکر از دست دادنشان را از سر بگذراند. از این روی هیچ چیز استیاگ را به اندازه ی دخترش ماندانا . . .


ادامه مطلب
درباره : زندگی نامه کوروش بزرگ ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 33

برچسب ها : زندگی نامه کوروش کبیر&کوروش& کوروش بزرگ ,
بازدید : 76
تاریخ : پنجشنبه 06 شهريور 1393 زمان : 9:9 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

 

بر اساس این انسان از نظر شخصیتی به نه گروه تقسیم می شود، در این تئوری فرض شده است انسان از سه جوهره اساسی تشکیل شده است که عبارت اند از:

  • اراده،
  • احساسات یا قلب،
  • فکر و مغز.

بر اساس این که هر شخص به چه میزان از این سه عنصر بهره مند است می توان نه گروه شخصیتی را تشخیص داد. برای مشاهده خصوصیات تیپ های شخصیتی روی لینک کلیک کنید

تیپ یک:کمال گرا، اصلاح طلب، منطقی، هدفمند و خوددار  

برای مشاهده ویژگی های تیپ یک اینجا کلیک کنید

تیپ دو: مهربان و کمک رسان،  سخاوتمند، خوش رفتار و یاور

برای مشاهده ویژگی های تیپ دو اینجا کلیک کنید.

تیپ سه:پیشرفت گرا، عمل گرا، موفقیت جو، سازشگر، خوش ظاهر وفعال

برای مشاهده ویژگی های تیپ سه اینجا  کلیک کنید

تیپ چهار: فردگرا، هنرمند، دراماتیک، گوشه گیر، حساس

برای مشاهده ویژگی های تیپ چهار اینجا   کلیک کنید

تیپ پنج:محقق، متفکر، نوآور، مرموز و کنجکاو

برای مشاهده ویژگی های تیپ پنج اینجا کلیک کنید

تیپ شش: وفادار، متعهد، مسئولیت پذیر، شکاک و مضطرب

برای مشاهده ویژگی های تیپ شش اینجا کلیک کنید

تیپ هفت: مشتاق، سرگرم کننده، پر شور، پرمشعله و خودجوش

برای مشاهده ویژگی های تیپ هفت اینجا کلیک کنید

تیپ هشت: رقابت طلب، قدرتمند، مسلط، قاطع و مدیر

برای مشاهده ویژگی های تیپ هشت اینجا کلیک کنید

تیپ نه:صلح طلب، خونسرد، پذیرا، اطمینان بخش و از خود راضی

برای مشاهده ویژگی های تیپ نه اینجاکلیک کنید


 

امتیاز : نتیجه : 4 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 14

بازدید : 215
تاریخ : چهارشنبه 12 شهريور 1393 زمان : 15:58 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | لینک ثابت | نظرات ()

اگر به اطلاعات زمین شناسی (زمین لرزه، حوضه آبریز، نقشه ها و . . .) استان ایلام علاقه مند هستید به سایت دیگر مدیر وبلاع رجوع کنید با آدرس

www.ziiz.blogfa.com


ادامه مطلب
درباره : زمین شناسی ایلام و ایران ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 15

بازدید : 60
تاریخ : جمعه 07 شهريور 1393 زمان : 15:39 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

 


ادامه مطلب
درباره : سخنان زیبا از کوروش کبیر (بزرگ) ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 10

بازدید : 74
تاریخ : پنجشنبه 06 شهريور 1393 زمان : 8:58 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

 

 


ادامه مطلب
درباره : نمایش افزایش جمعیت در کره زمین به صورت آنلاین ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 10

برچسب ها : جمعیت&روند افزایش جمعیت&تعداد افراد جهان&تعداد افراد دنیا ,
بازدید : 61
تاریخ : پنجشنبه 06 شهريور 1393 زمان : 8:51 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

ماه تولد شما چه ماهیست؟

 

 

 

 


ادامه مطلب
درباره : فال ماه تولد ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 22

بازدید : 65
تاریخ : پنجشنبه 06 شهريور 1393 زمان : 8:43 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

 

دریافت کد جملات شریعتی

ادامه مطلب
درباره : جملات زیبا از دکتر علی شریعتی ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 10

بازدید : 58
تاریخ : چهارشنبه 05 شهريور 1393 زمان : 20:9 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

 


ادامه مطلب
درباره : دانستنی های جالب و جذاب ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 10

بازدید : 43
تاریخ : چهارشنبه 05 شهريور 1393 زمان : 20:8 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

 


ادامه مطلب
درباره : جملات پیامکی ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 10

بازدید : 41
تاریخ : چهارشنبه 05 شهريور 1393 زمان : 20:6 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

 

 

 


ادامه مطلب
درباره : فال انبیا ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 10

برچسب ها : فال&طالع بینی&فال انبیا ,
بازدید : 56
تاریخ : چهارشنبه 05 شهريور 1393 زمان : 19:59 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 10

بازدید : 39
تاریخ : چهارشنبه 05 شهريور 1393 زمان : 19:57 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
درباره : جملات عاشقانه ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

بازدید : 36
تاریخ : چهارشنبه 05 شهريور 1393 زمان : 19:46 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

 

 



برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید



دریافت كد گالری عكس در وب

 


ادامه مطلب
درباره : گالری عکس های من ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

بازدید : 41
تاریخ : چهارشنبه 05 شهريور 1393 زمان : 19:41 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

 

 

 


ادامه مطلب
درباره : احادیث انبیا ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

بازدید : 33
تاریخ : چهارشنبه 05 شهريور 1393 زمان : 19:39 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

 


ادامه مطلب
درباره : تقویم شمسی مستقل از تقویم کامپیوتر ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

بازدید : 49
تاریخ : چهارشنبه 05 شهريور 1393 زمان : 19:39 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
درباره : جملات بزرگان ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

بازدید : 44
تاریخ : چهارشنبه 05 شهريور 1393 زمان : 19:31 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

 

 


ادامه مطلب
امتیاز : نتیجه : 3 امتیاز توسط 3 نفر مجموع امتیاز : 8

بازدید : 44
تاریخ : چهارشنبه 05 شهريور 1393 زمان : 19:4 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

 برای دیدن تعبیر خوابتان، حرف اول آنچه را به خواب دیده ای را وارد کنید: مثلا اگر آب را به خواب دیده ای حرف آ را وارد کنید


ادامه مطلب
درباره : تعبیر خواب ,
امتیاز : نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 6

بازدید : 34
تاریخ : چهارشنبه 05 شهريور 1393 زمان : 18:57 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

 

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز


ادامه مطلب
درباره : تبدیل تاریخ شمسی (خورشیدی) به میلادی ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 10

بازدید : 48
تاریخ : چهارشنبه 05 شهريور 1393 زمان : 18:20 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

 

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز


ادامه مطلب
درباره : اوقات شرعی به وقت ایلام ,
امتیاز : نتیجه : 2 امتیاز توسط 2 نفر مجموع امتیاز : 7

بازدید : 51
تاریخ : چهارشنبه 05 شهريور 1393 زمان : 17:55 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

تصاویر زیبا سازی وبلاگ www.web-abzar.ir  جایگاه زن در ایران و ایلام         تصاویر زیبا سازی وبلاگ www.web-abzar.ir

 

امروز می خواهم در باره زن و موقعیت اجتمایی آن در طول تاریج یک پست بگذارم، در بیشتر فرهنگ ها به زن به عنوان جنس دوم نگریسته می شود و همواره از طرف جنس (به اصطلاح) برتر به آن ها به گونه های مختلفی ظلم می شود و این ظلم بیش تر از هر کس از طرف افراد خانواده صورت می گیرد، برای روشن شدن مطلب به چنتا مثال توجه کنید: در بیشتر خانواده بخصوص استان من به زن ها هیچ گونه ارثی از طرف خانواده پدر تعلق نمی گیرد و این در حالی است که فرزند پسر صاحب خانه پدر می باشد. جالب اینکه در خانواده شوهر نیز چنین قضیه ای برای مادر خانه صادق است. مثال دیگر دادن حق طلاق به شوهر است. گرفتن فرزند از آغش مادر بعد از طلاق و  چند همسری برای مرد و صیغه و . . .. گاه این حقوق با چنان قدرتی از زن ستانده شده که حتی به چنین حقوقی فکر هم نمی کند، چه برسد به مطالبه آن! در بیش تر خانواده ها زن در خانه می پوسد و هرگز طعم زندگی را نمی چشد، همواره به آن ها با چشم کالا و عروسک نگریسته می شود و وجودشان فقط برای ایجاد آرامش مردان (بعضا نالایق) است. در طول زندگی، یک دختر (با همه احساساتش) ناعدالتی های زیادی را می بیند از زمان تولدش گرفته تا پایان عمرش. در یک خانواده همیشه تولید یک فرزند پسر موجب خشنودی و تولد فرزند دختر اغلب باعث ناراحتی می شود، از همین لحظه تولد ناعدالتی آغاز می شود! چرا؟ پاسخ در طرز تفکر ماست. مگر آن ها هم انسان نیستند؟! مگر آن ها مقصرند که کروموزمشان XX شده است؟!!

جایگاه زن در طول تاریخ

جایگاه زن در ایران باستان

تصاویر زیبا سازی وبلاگ www.web-abzar.ir

بررسی جایگاه زن در ایران باستان و در دوره های هخامنشی و آیین زرتشت که به نوعی دوره آغاز شکل گیری سرزمین آریایی هاست ، نشان دهنده سطح والای فکری مردمان آن روزگار است که در بسیاری موارد ، افسوس را با خود به ارمغان می آورد ، چرا که اگر تحولات ناشی از حکومتهای گوناگون آن زمان تغییری در شرایط زیستی آدمیان ایجاد نمی کرد ، ایران و ایرانی ، هم اکنون به عنوان بزرگترین مدعی حقوق انسانی در دنیا شناخته می شد و این عنوان را زینت نام خود می کرد . تا پیش از پیدایش حکومت هخامنشی یعنی در زمان مادها دختر و داماد پادشاه می توانستند جزو وارثین وی باشند . با روی کار آمدن کوروش کبیر و حکونت آن ، هخامنشیان ، و قوانین وضع شده توسط آنها ، وضعیت زنان در حالت ثبات و اعتدالی ارزشمند قرار گرفت ، به طوری که نمونه قوانین آن زمان در میان هیچ یک از ممالک و اقوام یافت نمی شد . اما با اجرای قوانین کوروش کبیر بر سرزمین پارسیان ، زن ازچنان درجه احترامی برخوردار شد که آوازه آن به دیگر اقوام نیز رسید و همین امر باعث پیروی آنان از آداب اصیل ایرانی گشت . مشهورترین نمونه تساوی حقوق زنان و مردان در ایران باستان ، اجازه انتقال سلطنت از پادشاه به دختر بود . همانطور که گفته شد ، آخرین پادشاه مادها « آستیاک » ، دارای فرزند پسر نبود و دختر آستیاک کسی نبود جز شاهزاده ماندانا ، مادر کوروش کبیر که همین مساله در انتقال قدرت به کوروش نقش مهمی را بازی کرد . ماندانا همچنین مؤسس مدارس هخامنشی برای نوجوانان ایرانی بود که در آن فنون تیراندازی و اسب سواری را آموزش می دادند . در بررسی وضعیت زنان در عصر هخامنشی به نامهایی بر می خوریم که شاید هیچ گاه پس از آن ، اثری از چنین رویدادها و وقایعی را در تاریخ ایران نبینیم . در زمان هخامنشیان ، یک زن برای نخستین بار در تاریخ به مرتبه دریا سالاری ( فرماندهی نیروی دریایی ) خشایار شاه رسید که نامش « آرتمیس » بود . اما حکایت به آرتمیس ختم نمی شود . بلکه تعداد بی شماری از زنان آن دوره مسئولیت هایی را به عهده داشتند که نه تنها در دوره های بعد از حکمرانی کوروش ، بلکه در شرایط کنونی نیز ، شاهد چنین رویدادی نخواهیم بود ! فرمانده آرسیاب زنی داشت به نام پانته آ ، که فرمانده گارد جاویدان بود . استاتیرا ، دختر داریوش سوم فرمانده نیروهای جنگی آن زمان بود . آذرمیدخت ، دختر خسرو پرویز ، پس از مرگ خواهرش پوران دخت ، به پادشاهی رسید . آرتونیس ، یکی از شجاع ترین فرماندهان جنگی زمان داریوش بود و پری ساتیس ، زن داریوش دوم در زمان حکمرانی شوهرش از ارتشبدان آن زمان به شمار می رفت . آرتادخت ، رئیس خزانه پادشاه چهارم اشکانی بود . سورا ، دختر اردوان پنجم در نیروی ارتشی پدر سمت سپهبدی داشت . پرین ، دختر قباد ، مشاور امور قضایی ساسانیان بود و آزاد دیلمی ، فرمانده یک باند چریکی بود که در گیلان سال ها علیه متجاوزین به ایران جنگید و سرانجام کشته شد . این دسته از زنان یا کسانی همچون سمیرامیس ، ملکه آشور و بابل که در جنگجویی و شجاعت در زمان خود همتا نداشت و یا بلقیس ، که قسمتی از یمن آن زمان ، تحت فرماندهی وی بود می توانند نمادی از تمدن والای انسان در جوامع پیشین ایران به شمار روند . اما افتخارات بر جای مانده از ایران باستان در همین محدوده خلاصه نمی شود ، بلکه با تعمق بیشتر در آداب و آیین های قوم آریایی و تعالیم زرتشت که در آن زمان تازه به مرحله ظهور رسیده بود ، جایگاه زن ایران بیش از پیش نمایان می شود . زن در ایران باستان به معنای واقعی در هر مکان و زمان به طور برابر در فعالیت های سیستم اجتماعی شریک مرد بود و حتی در جهت قوانین دینی می توانست به مرحله « زوت » برسد ، یعنی درجه ای در مقام بالای مذهبی که لازمه آن ، فراگیری علوم دینی تا بالاترین مرحله آن بود .

 

                      جایگاه زن در عربستان        

                           تصاویر زیبا سازی وبلاگ www.web-abzar.ir

عرب قبل از اسلام به دختر دار شدن علاقه مند نبود و اين عدم علاقمندي بين مردها زيادتر وجود داشت. آنها به حد جاهل بودند که وقتي به آنها اطلاع مي‌دادند که صاحب دختر شده از شدت خشم رنگ چهره‌اي شان بر مي‌گشت.

از منظر پيشینه‌ تاريخي عرب قبل از اسلام که بيان شد، پر واضح است که مقام زن در زمان جاهليت شئ ای بيش نبوده و هيچ حقي براي آنها در زمان جاهليت وجود نداشت که بتواند سعادت آنها را تضمين کند. اعراب زن‌ها را بيشتر براي فرزند دار شدن مفيد مي‌دانست. زن از نگاه مردان آن روزگار فقط رحمی برای بچه زاییدن بود.

تفکر مرد سالار در دنیای گذشته در باره زن بسیار تأسف بار است. آنقدر درباره زن عقاید خرافی زیاد بود که بیان گوشه ای از آن عمق فاجعه را می‌رساند. «در بعضی قبایل زن و مرد یک جا نمی‌خوابیدند و گمان داشتند که زن نفسش از نیروی مرد می‌کاهد. اهل فیجی شایسته نمی‌دانند که مرد همه شب در خانه خود بخوابد؛ و در کالدونی جدید، زن زیر ساباط بیرون اطاق می خوبید و مرد در داخل اطاق و همچنین در جزایر فیجی اجازه آن هست که سگان در بعضی از معابد داخل شوند در صورتی که زنان مطلقاً از دخول در معبد ممنوعند» (1). «در بین اقوام سومری شوهرها مجاز بودند همسر خود را بفروشند یا این که او را به گرو بگذارد و وامی به مدت 3 سال بگیرد».(2) «بعضی از قبایل هندوستان در حساب میراث بردن زن را با حیوانات اهلی همسنگ قرار می‌دادند و قسمت می‌کردند».(3) بعضی جاها این قدر وجود زن منحوس بود که حتی دیده شدن زن و مرد با هم و لو آن زن مادر یا خواهر مرد باشد ممنوع بود و کسی حق نداشت با زن، حالا هر کس می‌خواهد باشد در مجامع عمومی مثل خیابان‌ها، مغازه ها، بازارها دیده شود. این رسم که گفتیم مخصوص اهالی شمال پاپواهیچ بود؛ و این مرد بود که در همه جا باید ثابت می‌کرد که رئیس اوست و زن در هر حالی باشد فرمان‌بردار باشد. «حتی در شب عروسی که دو زوج به هم می‌رسند به جای صحبت از گل و بلبل پدر دختر آهسته دختر را تازیانه می‌زد و بعد تازیانه را بدست داماد می‌داد تا معلوم کند که تنبیهات لازم از آن به بعد بدست کسی اجرا خواهد شد که جوان تر و نیرومندتر است. این رسم یکی از اجزاء لاینفک عروسی‌های روسی بود».(4) ما اگر بخواهیم وضعیت زن را در تمام نواحی و ازمنه بنگاریم وضعی بهتر از این به وجود نخواهد آمد. هر چند ما در ضمن وضعیت آداب و رسوم کشورهائی که می‌آوریم، وضعیت زن را هم خواهیم آورد، ولی به عنوان نمونه شاید بد نباشد به سومر هم اشاره کنیم. چرا که در سومر مرسوم بود مرد در مواقع بحرانی زن خود را بفروشد یا اگر زنی از مادر شدن جلوگیری می‌کرد زن را غرق می‌کردند. «در بعضی نقاط زن را خفه می‌کردند و با شوهرش که مرده بود در گور می‌گذاشتند یا از وی می خواستدند که خود را بکشد تا در حیات جهان دیگر به خدمت شوهرش قیام کند».(5) در واقع مرد بعد از رسیدن به سالاری، زن را ملک خود می‌دانست. یک ملک را هم می‌توان فروخت، خرید، هدیه داد و یا نابود کرد. چنان چه در بعضی زمان‌ها «وقتی مهمانی برای مرد می‌آمد زن خود را وادار می‌کرد به هم‌خوابگی مهمان برود. این عمل را از آن رو می‌کردند که شوهر زن را از لحاظ جسد و روح ملک خود می‌دانست» (6). آری زنی که خداوند برای آرامش مرد آفرید تبدیل به موجودی عفریتی و منحوس شد که آثارش تاکنون که عصر فضا می‌باشد ادامه دارد. ولی حقیقت چیز دیگری است. خداوند زن را نیافریده که فرمان‌بردار مرد باشد یا مرد فرمان‌بردار زن. اصلاً دوره زن سالاری یا دوره مرد سالاری بی معنا و مفهوم است. اگر حقیقتش را بخواهید تمامی دوره ها باید شایسته سالاری باشد. یعنی زن و مرد در کنار هم با شایستگی زندگی کند. بقول آن عارف که زنی از او پرسید، برای چه زن از دنده مرد آفریده شده و از سایر اعضای بدن به وجود نیامده است؟ عارف پاسخ داد : زن از سر خلق نشد تا بر مرد مسلط نشود، و از پا خلق نشد تا زیر دست و پای مرد نباشد و لگدمال نگردد، و از پهلوی وی خلق شده تا با او مساوی باشد، و از زیر بغل دو دست مرد برداشته شده تا او را نگهداری نماید، و از نزدیک‌ترین موضع به قلب مرد خلق شده تا او را محترم داشته باشد و در قلب وی جای گیرد؛ و این است علت خلقت زن نه آن چیزی که قرن‌های متمادی مردها خیال می‌کردند و می‌پنداشتند.

 

دخترکشی

تصاویر زیبا سازی وبلاگ www.web-abzar.ir

مطالبی که به نگارش در آوردیم وضعیت کلی زن، در طول زمان‌ها و مکان‌ها بود اما اگر درست به صحرای تفتیده عربستان بنگریم آن دور دورها، عرب جاهلی را مشغول کندن قبری کوچک می‌بینیم که می‌خواهد پاره تن خود را زنده زنده در این قبر دفن کند. شاید تا اسم عرب جاهلی برده شود، فوراً ذهن‌ها به طرف دختر کشی می‌افتد. کسانی که تا قابله می‌گفت بچه دنیا آمده دختر است، مهیا می‌شد تا قبری بکند و او را در این قبر بیفکند. این رسم شوم کمی پیش از اسلام به وجود آمد و تا انتشار اسلام پا برجا بود. در زمان اسلام شخص به نام صعصعه بن ناجیه نزد رسول خدا (ص) آمده و عرض کرد: «من در زمان جاهلیت عملی صالحی انجام دادم آیا برای من اکنون فایده ای دارد؟ حضرت رسول سؤال کرد مگر چه عملی انجام داده ای؟ او داستانی نقل کرد که خلاصه‌اش آن بود که من، در آن روزگار دو شتر گم کردم و به دنبال آنها در بیابان می‌گشتم و به چادری برخوردم که پیر مردی در کنار آن نشسته بود. چون سراغ شترانم را از او گرفتم گفت نزد ما است و من نزد او نشستم تا شترانم را بیاورد. در این وقت پیر زنی از خیمه بیرون آمد و آن مرد گفت: چه زائیده؟ اگر پسر است که در مال ما شریک است و اگر دختر است که او را دفن کنید. پیر زن گفت دختر است. من که این سخن را شنیدم به آن مرد گفتم آیا این دختر را به من می‌فروشی؟ پیر مرد گفت: مگر عرب فرزند خود را می‌فروشد؟ گفتم من حیات و زندگی او را می‌خرم نه خود او را. گفت: به چند می‌خری؟ گفتم خودت بگو گفت: به دو شتر ماده و یک شتر نر. من پذیرفتم و آن دختر را خریدم و پس از آن نیز این کار شیوه من بود و بدین ترتیب 280 دختر را که می‌خواستند زنده به گور کنند خریداری کرده و از مرگ نجات دادم». بعدها یکی از نوه های این مرد بنام فرزدق (همان شاعر نامی عرب) در نزد خلفای بنی امیه با افتخار می‌گفت: «اًنا بنٌ مٌحی الموتی: من پسر همان کسی هستم که مرده ها را زنده می‌کرد.

منطق عرب این بود که:

زن و اژدها هر دو در خاک به

جهان پاک از ین هر دو ناپاک به

 

 

 


ادامه مطلب
درباره : ظلم به زنان در طول تاریخ ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 10

بازدید : 52
تاریخ : چهارشنبه 05 شهريور 1393 زمان : 13:13 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

 

آزادی

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

مفهومی است که در مکتب‌های مختلف اجتماعی، تعاریف و تفاسیر گوناگونی از آن شده است  و همانند سایر مفاهیم سیاسی، ذاتاً مناقشه‌بردار است. 

 

در کل، آزادی امکان عملی کردن تصمیم‌هایی است که فرد یا جامعه به میل یا اراده خود می‌گیرد. اگر انسان بتواند همه تصمیم‌هایی را که می‌گیرد، عملی کند و کسی یا سازمانی اندیشه و گفتار و کردار او را محدود نکند و در قید و بند در نیاورد، دارای آزادی مطلق، یعنی آزادی بی حد و مرز است. اما چون انسان‌ها به طور اجتماعی زندگی می‌کنند، نمی‌توانند آزادی مطلق داشته باشند. زیرا آزادی بی حد و مرز یک فرد به پایمال شدن آزادی افراد دیگر اجتماع می‌انجامد. به همین سبب است که هر جامعه‌ای با قانون‌ها و مقررات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی خاصی هم حافظ آزادی‌های افراد آن جامعه می‌شود و هم حد و مرزهایی برای این گونه آزادی‌ها به وجود می‌آورد. قانون‌ها و مقررات جهانی نیز آزادی‌های مردم سراسر جهان و حد و مرزهای آن‌ها را در جامعه جهانی معین و مشخص می‌کنند. تلاش‌ها و مبارزه‌های انسان در طول تاریخ زندگانی او همواره برای بدست آوردن آزادی مشروع و قید و بند زدن به آزادی مطلق فرمانروایان ستمگر و زورمندان بوده است.

رافائل از فیلسوفان سیاست معاصر، دو شاخصه مهم برای آزادی در نظر گرفته است.

 

  • یکی فقدان مانع که این شاخصه در تعریف لغوی آزادی نیز نهفته است.
  • دیگری امکان بروز و انجام خواست مورد نظر.

برای فهم بهتر این مطلب می‌توان به پرنده‌ای در قفس اشاره کرد که پرنده را فاقد آزادی می‌دانیم چون دارای مانع است اما اگر پرنده از قفس آزاد باشد اما مجال پرواز نداشته باشد (مثلاً پرهایش بریده باشد یا به خاطر ضعف امکان پرواز نداشته باشد) باز هم وی آزاد تلقی نمی‌شود. توجه به دو شاخصه فوق برای تعریف آزادی ضروری است.

آیا آزادی به مفهوم واقعی آن در جوامع امروزی وجود دارد

امروزه با اینکه اصول آزادی‌های فردی و اجتماعی در جامعه‌های کنونی جهان معین شده‌اند، ولی هنوز راه درازی در پیش است تا این آزادی‌ها که بر قانون‌ها و اعلامیه‌ها نقش یافته‌اند در نظام‌ها و حکومت‌های سیاسی گوناگون جهان به سود مردم به کار بسته شوند. شکل‌های تازه استعمار و وابستگی‌های سیاسی و اقتصادی و نطامی و فرهنگی بعضی از کشورها به قدرت‌های بزرگ سبب محدود شدن و حتی از میان رفتن آزادی‌های فردی و اجتماعی در بعضی از کشورها شده است.

لیبرالیسم و آزادی

در معنای لغوی به معنی آزادی خواهی می‌باشد. به مجموعه وسیعی از ایده‌ها و تئوری‌های مرتبط دولت اطلاق می‌شود که آزادی شخصی را مهم‌ترین هدف سیاسی می‌داند. لیبرالیسم مدرن در عصر روشنگری ریشه دارد. به صورت کلی، لیبرالیسم بر حقوق افراد و برابری فرصت تأکید دارد. شاخه‌های مختلف لیبرالیسم ممکن است سیاست‌های متفاوتی را پیشنهاد کنند، اما همه آن‌ها به صورت عمومی توسط چند قاعده متحد هستند، از جمله گسترش آزادی اندیشه و آزادی بیان، محدود کردن قدرت دولت‌ها، نقش قانون، تبادل آزاد ایده‌ها، اقتصاد بازاری یا اقتصاد مختلط و یک سیستم شفاف دولتی. همه لیبرال‌ها -همینطور بعضی از هواداران ایدئولوژی‌های سیاسی دیگر - از چند فرم مختلف دولت که به آن لیبرال دموکراسی اطلاق می‌شود، با انتخابات آزاد و عادلانه و حقوق یکسان همه شهروندان توسط قانون، حمایت می‌کنند.

لیبرالیسم به صورت یک اصطلاح اندیشهٔ سیاسی، معانی زیادی داشته است، اما هرگز از اصل لاتین کلمه liber، به معنی آزاد، جدا نبوده است. این اصطلاح دلالت دارد بر دیدگاه یا خط مشی‌های کسانی که گرایش اولیه‌شان در سیاست و حکومت کسب یا حفظ میزان معینی آزادی از قید نظارت یا هدایت دولت یا عوامل دیگری است که ممکن است برای ارادهٔ انسانی نامطلوب به شمار آید. لیبرالیسم به طور سنتی جنبشی بوده است برای تامین این نظر که مردم به طور کلی تابع حکومت خودکامه نیستند، بلکه در زندگی خصوصی شان مورد حمایت قانون قرار می‌گیرند و در امور عمومی بتوانند قوهٔ مجرب حکومت را از طریق یک هیآت قانونگذاری که آزادانه انتخاب شده باشند کنترل کنند. لیبرالیسم در زمینهٔ نظریهٔ ناب متمایل به پیروی از جان لاک فیلسوف انگلیسی بوده است که به وضعیت طبیعی و قانون طبیعت اعتقاد داشت. بر این اساس این نظر تصدیق می‌شد که هیچ کس نباید به سلامتی، زندگی، و اموال دیگران آسیبی برساند.

فاشیسم

یک نظریه سیاسی و نوعی نظام حکومتی خودکامه ملی‌گراست که نخست بین سال‌های ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۵ در ایتالیا و به وسیله موسولینی رهبری شد.

فاشیسم، از لحاظ نظری محصول توسعه نظری نژادباوری و امپریالیسم اروپایی بود، از نظر  دانش سیاسی و طبق برخی دیدگاه‌ها، هدف فاشیسم حفظ نظام دیکتاتوری است در هنگامی که حکومت به شیوه‌های متعارف امکان‌پذیر نباشد. حکومت فاشیستی کلیه حقوق و آزادی‌های دموکراتیک را در کشور از بین می‌برد و سیاست خود را معمولاً در لفافه‌ای از تئوری‌ها و تبلیغات مبتنی بر تعصب ملی، نژادی، ایدئولوژیک یا مذهبی می‌پوشاند.

 

 

دیکتاتوری

به عنوان شکلی خودکامه از دولت و نوعی حاکمیت قدرت مداری است که قوانین در آن توسط یک فرد تعریف می‌گردد.

از دیدگاه برخی از پژوهندگان، دیکتاتوری شکلی از حکومت است که قدرت اداره بدون رضایت افراد تحت حاکمیت (گونه‌ای شبیه به استبداد) است.بااین مفهوم، دیکتاتوری (حکومت بدون رضایت مردم) در مقابل دموکراسی (دولتی که قدرت از مردم دارد) قرار دارد.

ویژگی های حکومت دیکتاتوری

              در کار نبودن هیچ قانون و یا سنتی که کردار فرمانروا (یا فرمانروایان) را محدود کند و یا آنکه فرمانروا با قدرت نامحدود خود آنها را زیر پا بگذارد.

              به دست آوردن قدرت دولت با شکستن قوانین پیشین.

              نبودن قاعده و قانونی برای جانشینی.

              به‌کار بردن قدرت در جهت منافع گروه اندک.

              فرمان‌برداری مردم از قدرت دولت تنها به سبب ترس از آن.

              انحصار قدرت در دست یک نفر.

              به‌کار بردن ترور به‌عنوان وسیله اصلی کار بستِ قدرت

 

از نظر امام خمینی(ره)

آزادی امر واضحی است که نیازی به تعریف ندارد، لذا ایشان فرمودند: « آزادى یک مسئله‏اى نیست که تعریف داشته باشد. مردم عقیده‏شان آزاد است. کسى الزامشان نمى‏کند که شما باید حتماً این عقیده را داشته باشید. کسى الزام به شما نمى‏کند که حتماً باید این راه را بروید. کسى الزام به شما نمى‏کند که باید این را انتخاب کنى. کسى الزامتان نمى‏کند که در کجا مسکن داشته باشى، یا در آنجا چه شغلى را انتخاب کنى‏ ، آزادی یک چیز واضحی است .» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 94)

انواع آزادی

  • 1.        آزادی مذهب
  • 2.        آزادی پوشش
  • 3.        آزادی اقتصادی
  • 4.        آزادی تجمع‌های صلح‌آمیز
  • 5.        آزادی رای‌دادن و انتخابات آزاد و دمکراتیک
  • 6.        آزادی‌های اجتماعی
  • 7.        آزادی جنسی (از جمله آزادی در عشق به هم‌جنس)
  • 8.        آزادی سیاسی
  • 9.        آزادی آکادمیک
  • 10.     آزادی‌های قومی و ملیتی
  • 11.     آزادی‌های مدنی
  • 12.     آزادی بیان
  • 13.     آزادی پس‌ازبیان
  • 14.     آزادی رسانه و مطبوعات
  • 15.     آزادی انتقاد کردن از قدرت
  • 16.     آزادی اعتراض کردن
  • 17.     آزادی مقاومت (از جمله در برابر اشغال نظامی، استعمار و امپریالیسم)
  • 18.     آزادی در تولید هنر
  • 19.     آزادی وصیت
  • 20.     پارسايی مانع از خود بيگانگی

این آزادیست . . .

که می تواند راه را بر همه ظلم و ستم ها، تبعیض و نابرابری ها، جهل و نادانی، از خودبیگانگی و بی اعتمادی و . . .  ببندد.

 


ادامه مطلب
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

بازدید : 36
تاریخ : سه شنبه 04 شهريور 1393 زمان : 20:6 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

 

 

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

 

 

 


ادامه مطلب
درباره : جستجو در گوگل ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

بازدید : 38
تاریخ : دوشنبه 03 شهريور 1393 زمان : 23:31 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

 نژادپرستی و قوم‌گرایی:بای بای

از ویژگی‌های جوامع عقب‌مانده و از خصلت‌های افراد نادان به حساب می‌آید. از همین‌رو، می‌بینیم که این دو پدیده‌ی شوم در میان کشورهای رشدیافته و یا در حال رشد، روز به روز سیر نزولی اش را می‌پیماید و جا را برای نوع‌گرایی و انسان‌دوستی، خالی می‌کند تا زمینه برای برقراری گفتمان، عقلانیت، روابط دوستانه و وحدت پایدار، فراهم و درها به رخ خشونت، دشمنی و ستم‌گری، مسدود گردد. اما در میان ملت‌های عقب‌مانده و در حال رکود، هر لحظه، سیر صعودی دارد و دیوارهای دشمنی، کینه و خون‌ریزی، روز به روز ضخیم‌تر و پایدار‌تر، ریشه‌های نفاق، پراکندگی و پس‌ماندگی، عمیق‌تر و و وسیع‌تر و بستر برای مداخلات بیرونی و چنددسته‌گیهای درونی، آماده‌تر می‌شود و راه‌های گفتمان و عقلانیت، آسیبی بیش تر می‌بیند.

از این رو، این دو پدیده نحس، از عوامل اصلی عقب‌ماندگی فرد، جامعه و جهان، به شمار می‌آید، همان‌گونه که بزرگ ترین مانع برای برقراری گفتمان و تفاهم نیز هست. در حقیقت، با پیدایش روحیه نژادپرستی و قوم‌گرایی در یک جامعه، زلزله‌ای ویرانگر، در ساختمان فرهنگ و تمدن آن اجتماع، پدید می‌آید که این کاخ را به ویرانه مبدل می‌کند، طوفانی خشمناک، سراسر گلزار زندگی فردی و اجتماعی را با خاک سیاه تیره‌بختی و خشونت، یکسان می‌سازد و سرانجام، آتشی جهان‌سوز، خرمن صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز را فرا می‌گیرد که در نتیجه‌ی این آفات و آسیب‌ها، نه تنها خود این‌گونه جوامع و افراد آن، آسیبی شدید می‌بینند، بلکه همسایگان را نیز با خود، هم‌سرنوشت، می‌گرداند.

منشأ پیدایش روحیه‌ی نژادپرستی و    ناراحتسوال ؟...

حال، این پرسش مطرح می‌شود که چرا این دو پدیده‌ی نامبارک، در اجتماع، شکل می‌گیرد و آن دو، معلول چه عواملی اند؟ در پاسخ باید گفت که نژادپرستی و قوم‌گرایی، پیوندی تنگاتنگ با حسّ «برتری‌خواهی» و «جاه‌طلبی» دارد کهدر وجود هر انسانی، نهفته است. این مُعضَل، تاریخی بسیار طولانی ـ به درازای عمر انسان‌ ـ دارد؛ تاریخ زندگی بشر، این گونه ناهنجاری‌های زمین‌گیرکننده را در جوامعِ پیش از عصر تمدن، بصورت بسیار چشمگیری دیده است.

نژاد پرستی در بین عرب هاشیطان

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

در میان قبایل عرب پیش از ظهور اسلام، این حس، آنقدر رشد کرده بود که رفتارهای ناشی از آن، بخش اصلی برنامه‌ها و فعالیت‌های روزمره‌ی آن‌ها را تشکیل می‌داد. برتری این قبیله برآن قبیله، فضیلت این قوم برآن قوم و شرافت این لهجه‌ی گفتاری برآن شیوه‌ی گفتاری، تمام عقل، فکر و تلاش آن‌ها را در خود، غرق کرده بود.

از همین رو، در ستایش از قوم، زبان، قبیله و گروه خود، شعارهایی بسیار فخرفروشانه سرمی دادند، شعرهای دامنه داری می‌سرودند و افسانه‌های عجیب و غریبی می‌بافتند.

این شعاردهی، شعرسرایی و افسانه‌بافی‌ها گاهی لجام صبر و حوصله را چنان از دست آنان می‌ربود که همانند سگ‌ها به جان هم می‌افتادند و آتش جنگ‌هایی خونین و طولانی میان قبایل عرب جاهل، درمی‌گرفت که مهارکردن آن، از توان انسان‌های فخرفروش و برتری‌خواهِ آن دوران، بیرون بود.

نژاد پرستی در بین یهودیانشیطان

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

علاوه بر عرب جاهل، قوم یهود نیز بیش از دو هزار سال است که با این سرطان فکری و عقیدتی، دست و پنجه نرم می‌کند. پیدایش این درد علاج‌ناپذیر درمیان یهودیان، عوامل دینی و مذهبی دارد که به برخی از آن‌ها بگونه‌ی فهرست‌وار اشاره میشود:

  • اعتقاد به این که آنها فرزندان حضرت اسرائیل (یعقوب) علیه السلام وپیغمبرزاده اند و لذا ـ‌به زعم خودـ بر دیگران، فضیلت دارند
  • پیامبران زیادی از میان «بنی اسرائیل»(فرزندان حضرت یعقوب) برخاسته اند
  • باور به این که آنان قوم برگزیده‌ی الهی می باشند.
  •  وجود این توهم که بهشت و نعمت‌های آن، به آن‌ها اختصاص دارد و به جز از فرزندان اسرائیل، اقوام و ملت‌های دیگر، شایستگی رسیدن به آن را ندارند.

 

این گونه تَوَهُّمات و خیال‌پلوها سبب گردیده است که آنان از فرق سر تا کف پا، در مُرداب تکبر و فخرفروشی، فروغلتند و هنوز هم عنکبوت‌وار در میان همان تارهای نازک خرافات، خفته اند. این مردمان اعتقاد دارند پروردگار تمام انسان ها را برای خدمت به آن ها آفریده است و برای اینکه قوم یهود از دیدن آین موجودات خادم خوشش بیاید آن ها را به شکل آدم آفرید!

نازیسمصلیب شکسته

                                                                                                                                         خلاصه عبارت ناسیونال سوسیالیسم است. نازیسم به مجموعه ایدئولوژی‌های حزب نازی اطلاقمی‌شود. نازیسم را می‌توان شکلی از فاشیسم دانست که نژادپرستی نیز به اصول آن افزوده شده‌است.نازیسم را در دسته احزاب راست دسته بندی می‌کنند. نازی‌ها به برتری نژادی معتقد بودند و مدعی بودند که خالص ترین نژاد آریایی هستند. در طرف مقابل نازی‌ها یهودیان را دشمنان شماره یک نژاد آریایی می‌خواندند. نازی‌ها مخالف دموکراسی بودند و دموکراسی را تنها در تئوری زیبا می‌دانستند، نازی‌ها دموکراسی را دروغ گویی برای رسیدن به قدرت می‌خواندند.نازی‌ها مخالف نظام سوسیالیسم و کمونیسم بودند و سبکی از سرمایه داری را ترویج می‌دادند که از سرمایه داری در جهت خواسته‌های دولت حمایت می‌کرد و این سبک را سوسیالیسم ملی نام گذاشتند.آنها اهداف سوسیالیسم ملی را رفاه عمومی کارگران، افزایش دستمزدها و عدالت در تقسیم سرمایه‌ها اعلام کردند. نازیسم در آلمان امروزی غیر قانونی است، گرچه بقایا و احیا کنندگان نازیسم مشهور به «نئو نازی‌ها» در آلمان و خارج از آن مشغول فعالیت هستند.

برتری خواهی ، ریشه‌ی همه بدبختی ها استکلافه

همین باورهای باطل و خود برتر بینی بدون پایه، پیامدهایی ناگوار و زیان‌هایی جبران ناپذیری برپیکر یهودیان سراسر جهان، وارد آورده است که تاهنوز، به گونه‌ی شایسته، نتوانسته اند سر پای خویش ایستاد شوند. آن گونه که آنان ادعا می کنند نازی های آلمان در جنگ جهانی دوم چندین ملیون یهودی را به وضعی بسیار فجیع به قتل رساندند‌. اگر چنین ادعایی تکان دهنده، درست باشد، این نکته را به اثبات می رساند که روحیه‌ی برتری‌طلبی و خودخواهی یهودیان، نازی های بلندپرواز (که خود را نژاد برتر می دانستند) را به شدت برآشفته کرده بود، به اندازه ای که تنها با کشتن وسوزاندن ملیون ها زن و مرد یهودی، عطش کینه و آتش نفرت شان، اندکی فرو نشست.

از جانب دیگر، به جرم همین اندیشه‌های کج و باورهای کور خود، تا هنوز مورد نفرت جهانیان ــ حتّی ملت‌های غربی‌ــ قرار دارند و این تنفّر و انزجار‌، برای همیشه، باقی خواهد ماند، جز آن که از این گونه افکار و عقاید بی پایه، دست بردارند.

همان گونه که هیتلر و سایر نازی‌ها، نیز دچار همین بیماری مُزمِن گردیده بودند که در نتیجه نه تنها آلمان، بلکه جهان آبادِ آن روز را نیز به ویرانه تبدیل نمودند و هزاران انسان بی‌گناه را به خاک و خون کشیدند .

ازقضایای آفاقی و بیرونی که بگذریم و تنها حوادث درونی خویش را طی چند دهه‌ی اخیر درپیش چشم، مجسم کنیم ، به روشنی در می‌یابیم که تمام بدبختی‌های این چند دهه، محصول همان اندیشه هایی کور و باور هایی کج بوده است که در اثر عواملی چون: بلند پروازی، برتری‌خواهی، جاه طلبی، فخرفروشی، تجاوز به شخصیت و هویت فردی و اجتماعی دیگران پدید آمد که به جز تباهی، ویرانی و جنگ‌های خانمانسوز، هیچ دست آوردی مثبت، به همراه نداشته است.

ولی حاثه یازدهم سیپتامبر در نیویارک وپینتاگون و نیز نشست تاریخی شخصیت‌ها و نهادهای سیاسی در بُن ــ‌که نقطه‌یی عطف و سپیده‌یی درخشانی در تاریخ معاصر کشور به حساب می‌آیدــ‌ ملت زجردیده افغانستان را هوشیار و رهبران فریب خورده‌ی احزاب جنگی را ازخواب خرگوشی بیدار نمود.

این تکه‌یی از تاریخ، مردم افغانستان را ــ‌که برلب چاه نابودی رسیده بودــ از تنور آتش نفاق و کینه، رهایی بخشید و اکنون چند صباحی است که باشندگان این سرزمین،برادروار و خواهرگونه، درفضای آشتی، برادری و برابری، به سر می‌برند.

این نسیم جان پرور صلح و فصل اخوت در چند سال اخیر که اندیشه و عقیدۀ مردم را به صورتی مثبت، دگرگون کرد و به برکت آن، ملت شریف افغانستان به دست‌آوردهایی بزرگ نایل گردید.

همه انسان ها باهم برادر وبرابر اندقلب:

اکنون وقت آن فرا رسیده است که باید طرح جدیدی ریخت و مغزهای زنگ گرفته و باورهای چرکین را با آب برابرنگری، شستشو داد، باید آن روحیات پلید و زنگار گرفته را از درون دیوارهای کاغذی توهّم و تخیّل خویش بیرون راند، به واقعیت هایی که باآن روبرو ایم، تن در داد و به این باور برسیم که همه‌ی افراد بشر ــ‌چه رسد از شهروندان ساکن در یک کشورــ با هر رنگ، نژاد و عقیده‌یی که دارند، با هم برابر اند و هیچ کسی بریکدیگر ــ‌بوسیلۀ نژاد، زبان، مذهب، انتساب و زدوبندهای خونی‌ــ برتری ندارد جزازراه کمالات اکتسابی و معیارهای مورد پذیرش خردمندان جهان.

برابری انسان‌ها از دیدگاه عقلخیال باطل

عقل سلیم نیز با نگاه شریعت، هم‌نوا و تأییدکننده‌ی آن است که انسان ها با هم برابرند، زیرا با توجه به وجوه مشترکی که میان افراد و جوامع گوناگون است (همه پستاندارند، ژنتیک مشترک دارند، همه احساسات دارند، همه حق آزدادی دارند و ... ) هیچ دلیلی قانع‌‌کننده‌یی پیش عقل وجود ندارد که یکی را بدون علت، بر دیگری، برتری دهد، مگر آن که جرمی را مرتکب شود و یا کاری نیک انجام دهد. بنابراین، از دید عقل، برتری و نابرتری انسان‌ها روی انجام کار نیک و مورد پسند جامعه و بشریت و ارتکاب رزایل (انجام کار بد)، میچرخد. از عینک خرد پاک، برتری و عدم برتری افراد، نه بر مسحور پیوندهای خونی و خانوادگی می‌چرخد و نه بر پایه‌ی رنگ، زبان، نژاد و مذهب، تکیه دارد.

از همین جهت، خردمندان و اندیشمندان جهان، با توجه به شرایط و نیازمندی‌های عصر خویش، برای ریشه‌کن کردن برتری‌های بی‌پایه و نابرابری‌های برخاسته از جهل، گام‌هایی ارزشمندی برداشته اند و انصافاً همین کوشش‌ها، رنگ و رخ و همچنان معنی و گوهر جوامع انسانی را دگرگون و زندگی عقلانی و اجتماعی را جانشین برخوردهای حیوانی و وحشیانه کرده است.گرچند تا رسیدن به جامعه‌ی آرمانی راه درازی در پیش است ولی گام‌هایی نخستین برداشته شده است.


از اعلامیه حقوق بشر «کوروش بزرگ» و قانون‌نامه حمورابی گرفته تا نخستین اعلامیه‌های حقوق بشر در قرون جدید در انگلستان، آمریکا و فرانسه و غیره، و همچنین اعلامیه جهانی حقوق بشر در قرن بیستم که ازسوی عقلاء و فرهیخته گان جامعه بزرگ انسانی ساخته شده اند، بخشی از این کوشش‌های پیگیر و خستگی‌ناپذیر شمرده می‌شوند:

بصورت نمونه، در بخشی از اعلامیه‌ی حقوق بشر فرانسه مؤرخ 23 آگست 1795 و نیز در ماده نخست حقوق بشر و شهروند فرانسه مؤرخ 26 آگست 1789میلادی، آمده است: «...افراد بشر، آزاد زاده می‌شوند و آزاد می‌زینند و حقوق برابر دارند؛ امتیازات اجتماعی تنها بر اساس منافع عمومی است.

در ماده ششم آن می‌خوانیم: «...قانون چه در مورد حمایت و چه در مورد کیفر، باید برای همگان، یکسان باشد. همه شهروندان که از نظر قانون، برابر اند، در مورد برخورداری از مزایا و انتصاب به مقامات و مشاغل دولتیف برحسب لیاقت خود، به یکسان قابل پذیرش اند و کسی را بر کسی امتیازی نیست مگر به خاطر فضایل و استعدادهایش

چگونه می‌توان بر این دو پدیده خطرناک، غلبه پیدا کرد؟مشغول تلفن

بهترین راه‌های مبارزه با این گونه بیماری‌های فردی و اجتماعی، عبارت است از:

  • بالابردن آگاهی عمومی

همان‌گونه که می دانیم «دانش، ریشه‌ی همه خوبی‌ها و نادانی، مایه‌ی تمام بدی‌ها ست»، بدون شک، پیدایش و افزایش این گونه آفات اجتماعی، ریشه در جهل دارد. از این رو، در جوامع جهل‌زده و خرافات‌‌پرست، در گام نخست باید کارهای فرهنگی صورت گیرد تا با سپاه دانش، در برابر لشکر نادانی و کج‌اندیشی، ایستاد و با پرتو علم، تاریکی‌های جهل را از فضای زندگی سعادت‌مندانه زدود

 

از طریق افزایش سطح آگاهی عمومی، می‌توان، حس خود برتربینی انسان‌ها را به گونه‌یی درست و سالم آن، اشباع کرد که عبارت است از رقابت‌های علمی، هنری و حرفه‌ای. با این کار، هم می‌توان دروازه‌ها را به رخ رقابت‌های منفی، بست و هم با پیدایش بستر برای مبارزات علمی و هنری، جامعه به سوی بالندگی و پیشرفت، گام‌های بلندی برمی‌دارد.

  • از بین‌بردن زمینه‌های پیدایش روحیه‌ی نژادپرستی و برتری‌خواهی.

 افزون بر آگاهی‌دهی همگانی، لازم است ریشه‌های این نوع اندیشه‌ها و باورها را خشکاند. زیرا در بسیاری از موارد، نژادپرستان، قوم‌گرایان، جاه‌طلبان و برتری‌خواهان، از سواد بالایی بهره‌مند اند ولی وجود برخی از از باورها و اندیشه‌های برخاسته از متون دینی و مذهبی و نیز وجود بعضی از توهمات و شایعات در میان پیروان برخی از مکاتب فکری و عقیدتی، سبب گردیده است که حتی فرهیختگان و اندیشمندان این گونه جوامع، عنکبوت‌وار در درون تارهای خرافات و خیالات، می‌تنند و در لابلای آن، گیرمانده اند به گونه‌ای که هیچ‌گاه نمی‌توانند از درون زنجیرهای خرافی و غل‌های عقیدتی، سربرآورند تا جهان و ساکنان آن را به گونه‌ی شایسته و بایسته، درک نمایند و از افقی بازتر و خالی از تعصب و خودخواهی به آفریده‌های زیبای الهی ـ‌بویژه فرزندان حضرت آدم که جانشینان خداوند در روی زمین و وارثان آن اندـ بنگرند. بطور نمونه، وجود روحیه‌ی نژادپرستی در یکایک پیروان دین یهودیت، برخاسته از متون اعتقادی آن‌ها ست؛ زیرا کتاب آسمانی شان، باورهایی چون: «برگزیده بودن»، «اختصاص داشتن بهشت به یهودیان» و... را در مغز و دل‌های آن‌ها، تذریق نموده است.

  • یگانه راه مبارزه با این گونه روحیه‌های بی‌پایه، آنست که باید این‌گونه موارد یا اساساً از متون اعتقادی، برداشته شود و یا حداقل، از عقاید و احکام منسوخ، به شمار آید. زیرا موجودیت این دسته از باورهای بی‌بنیاد، نه مبنای شرعی دارد، نه پشتوانه‌ی عقلی، نه استقبال عرفی و نه سازگاری با موازین بین المللی.

جامعه ما که از دیر هنگامی ، دچار این بیماری مُهلِک گردیده و از این گذرگاه، ضربه‌هایی کوبنده‌‌ای، دیده است، با پدیدآمدن شرایط تازه (از نشست بُن تا کنون) آرام آرام به سوی بهبودی و همدلی گام‌هایی استواری برداشته است، به گونه‌ای که بیشتر افراد و اقشار گونا گون جامعه تجربه‌دیده ما به این نتیجه رسیده اند که شاهان نادان و ستمکار و نیز سیاستمداران و رهبران جاه‌طلب شان اقوام برادر و باشندگان هم‌سرنوشت و هم‌هدف این سرزمین را دستاویز برای رسیدن به هدف‌های شخصی خود، قرار داده اند و صد افسوس که این روند ـ‌گاهی آشکار و زمانی هم پنهانی‌ـ جریان دارد.

ولی چیزی که مایه‌ی امیدواری می‌باشد آن است که چهره‌های حقیقی این گونه افراد و گروه‌های جاه‌طلب و خوداندیش، برای افراد تحصیل‌یافته، نسل جوان و زجردیدگان دوره‌های بحران و فاجعه، برملا گردیده است و اکنون آن افسون‌ها و ترفندها، حداقل در میان این دسته‌ها، کارایی خود را از دست داده است.

ولی این گونه خودآگاهی، یکرنگی‌و همدلی که در طی چند سال اخیر، دست‌آوردهای بسیار مثبتی برای ملت زجردیده ما، داشته است، مورد چشم‌تنگی و حسادت‌های دشمنان دیرینه‌ی این مردم قرار گرفته است و از همین رو با طرح مسایل قومی، زبانی، عقیدتی و غیره می‌خواهند آتش فرونشسته‌ی تنش‌های داخلی، دامن بزنند تا با راه اندازی این گونه طرح‌های توطئه‌آمیز، بار دیگر، نیز این ملت ستم‌کشیده را در میان کوره جنگ‌های داخلی، زنده زنده، بسوزانند تا زمینه را برای مداخلات گسترده‌تر خود و ویرانی بیشتر این سرزمین، فراهم نمایند.

امید است که تمام افراد ملت شریف، با هوشیاری کامل، درمقابل توطئه‌های دشمنان سوگندخورده‌ی شان بایستند و راه فریب تبلیغات رسانه های غربی وشرقی و دسیسه‌های توطئه‌گران را از هر سو، ببندند.

این امر، تنها درصورتی میسر و ممکن است که فرهنگ تحمل، همدیگرپذیری، برادری و برابری در میان آحاد ملت افغانستان، پدید آید و بار دیگر راه گذشته را درپیش نگیرند. دشمنان آشکار و نهان ما می‌کوشند ما را به راهی ببرند که به «ترکســـتان» می‌انجامد، ولی اگر همین همدلی، همبستگی و برادری کنونی، محفوظ بماند ـ و حتی پررنگ تر شود ـ یقین داشته باشیم که دام‌های صَیّادان بی‌رحم و پَست‌سرشت، بی‌اثرخواهد ماند.


ادامه مطلب
درباره : نژادپرستی و پیامدهای آن در ایران و ایلام ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

بازدید : 61
تاریخ : یکشنبه 02 شهريور 1393 زمان : 11:1 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

تاریخ ایلام

ایلام = عیلام= Elam:

نام تمدنی در منطقه‌ای در جنوب غربی فلات ایران، در پایان هزاره سوم قبل از میلاد است. ولی در دوران هخامنشیان به منطقه جغرافیایی سوزیانا (Susa) یا شوش تقلیل یافت. ایلامیان کشورشان را «هَلتَمتی» (Ha(l)tamti/Hatamti) به‌معنی «سرزمین خدا» می‌خواندند، اکدیان بدان «اِلامتو» (Elamtu) می‌گفتند.

در ۲۷۰۰ پیش از میلاد، نخستین شاهنشاهی ایلامی (غیر سامی) در شوش (در جنوب غربی ایران) تشکیل شد.


نام ایلام، نیای ایلامیان، به عنوان پسر سام آمده است که این اشاره فقط می‌تواند بر بودن سامیان در این منطقه دلالت کند نه بر سامی بودن ایلامیان! ایلامیان را قومی دانسته‌اند که یهوه آنان را برای گوشمالی بابل  و اورشلیم  به کار گرفت، اما خودشان را نیز تنبیه کرد.  شوش محل رخ دادن داستان استر در دوران خشایارشا یا اخشورُش بود. در کتاب استر بارها به بیره (دارالسلطنه) شوش اشاره شده است.

در برخی کتاب ها به مردانی از شوش اشاره شده است که آشوربانیپال آنان را به سامره تبعید کرده بود. نحمیا هنگامی که در شوش بود از وضعیت ویرانی حصارهای اورشلیم باخبر شد. هرچند که در کتاب عهد جدید سخنی از شوش در میان نیست؛ زائرانی در روز پنطیکاست- عید پنجاهه که امروزه هم یهودیان پس از عید فصح و هم مسیحیان به مناسبت حلول روح القدس بر حواریون آن را جشن می‌گیرند- از ایلام به اورشلیم رفته بودند.

تاریخ بسیارکهن ایلام

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

آگاهی ما از تاریخ ایلام عمدتاً حاصل بازسازی قطعات ناقص از منابع میان رودان: سومری، بابلی، اکدی و آشوری است. تاریخ ایلام معمولاً به سه دوره با گسترهٔ بیش از دو هزار سال تقسیم می‌شود. دورهٔ پیش از نخستین دورهٔ تاریخ ایلام به نیاـایلام مشهور است.


 

  • نیاـایلام: حدود ۳۲۰۰ قبل از میلاد تا ۲۷۰۰ قبل از میلاد (خط نیا-ایلامی در شوش)
  • ایلام باستان: حدود  ۲۷۰۰  قبل از میلاد تا ۱۶۰۰ قبل از میلاد (نخستین اسناد تا دودمان آپرتی)
  • ایلامی میانه: حدود ۱۵۰۰ قبل از میلاد تا ۱۱۰۰ قبل از میلاد (دودمان آنزان تا حملهٔ بابلی‌ها به شوش)
  • ایلام نو: حدود ۱۱۰۰ قبل از میلاد تا ۵۳۹ قبل از میلاد (۵۳۹ قبل از میلاد آغاز دورهٔ هخامنشی)

 

 


پژوهشگران جدید تا مدت‌ها ایلام را با سوزیانا یکی می‌پنداشتند، که سوزیانا مترادف با دشت و کوهپایه‌های زاگرسسفلی در استان خوزستان امروزی است. همان مرکز باستانی پادشاهی انشان بوده‌است تا این که اثبات گردید که شوش و ایلام دو مفهوم متمایز بوده‌اند، به‌عبارت دیگر، شوش مترادف ایلام نیست. در واقع، در طی تاریخ چندهزار سالهٔ ایلام، مرزهای این سرزمین نه تنها از دوره‌ای به دوره دیگر، بلکه با توجه به دیدگاه کسی که آن را توصیف می‌کرد، متغیر بود. برای مثال، بر اساس منابع میان‌رودان می‌توان نقشه‌ای نسبتاً دقیق از ایلام در اواخر هزارهٔ سوم پیش از میلاد ترسیم کرد، به نظر می‌رسد که طبق تصور میان‌رودانی‌ها در اواخر هزارهٔ سوم پیش از میلاد، کشور ایلام تمامی فلات ایرانرا در بر می‌گرفت، و از میان‌رودان تا دشت کویرو دشت لوت و از دریای کاسپینتا  خلیج فارسگسترده بود.

اما نفوذ فرهنگ ایلامی در آن دوره بسیار گسترده‌تر از این مرزهای سیاسی بود و به آسیای مرکزی، افغانستان،پاکستان و سواحل جنوبی خلیج فارس می‌رسید. باید تاکید کرد که در طی سده‌های آخر هزارهٔ سوم، سوزیانا گاهی اوقات از نظر سیاسی به امپراتوری‌های میان‌رودان وابسته بود که مرکز این امپراتوری‌ها ابتدا اکد و سپس اوربود، سوزیانا تنها برای مدت کوتاهی عضو کنفدراسیون ایلامی بود. کنفدراسیون ایلامی از چندین پادشاهی تشکیل می‌شد: پادشاه اوران(احتمالاً در ناحیهٔ زاگرس)، سیماشکی یا به تلفظ آشوری، شیمشکی (احتمالاً از کرمان تا دریای کاسپین) و انشان( استان امروزی فارس که به طور طبیعی از ناحیهٔ بوشهربه خلیج فارس دسترسی دارد(. باید افزود که کل این تعریف از دیدگاه میان‌رودانی‌هاست. برای مردم فلات ایران، یعنی اوانی‌ها و شیمشکی‌ها، ایلام به‌معنی سرزمین انشان بود.

 

هنگامی که ایلامی‌ها با مردم سوزیانا متحد شدند و در سال ۲۰۰۴ پیش از میلاد به امپراتوری سوم اور پایان دادند، آنها سوزیانا را به ایلام ضمیمه کردند؛ سپس نهمین شاه سیماشکی در سوزیانا، دودمان آپرتی یا سوکل مخ‌ها را تشکیل داد. بنابراین، این سلسله ریشه در فلات ایران داشت. مشخص کردن مرزهای شرقی پادشاهی اپارتی مشکل است، اما با کم‌شدن قدرت ایشان در سدهٔ ۱۸ پیش از میلاد، احتمالاً نفوذ ایشان در شرق هم کاهش یافت. دربارهٔ «پادشاهان انشان و شوش» که در دوران ایلامی میانه (۱۵۰۰ تا ۱۱۰۰ پیش از میلاد) حکومت می‌کردند، بنا به مدارک موجود، می‌دانیم که حداقل بر استان‌های امروزی خوزستان، فارس و بوشهر اعمال سلطه داشتند. در هزارهٔ اول پیش از میلاد، گسترش اقوامی که به زبان‌ها و لهجه‌های هندوایرانی سخن می‌گفتند به داخل فلات ایران، باعث شد که ایلامی‌ها قلمروهای امپراتوری خود را یکی پس از دیگری از دست بدهند و در سوزیانا پناه بگیرند؛ از این پس بود که مرزهای ایلام به سوزیانا محدود گردید. در سالنامه‌های آشوربانی پال، کتیبه‌های هخامنشی و کتاب مقدسو کتب جعلی آن به همین سرزمین کوچک اشاره شده‌است.

 

با وجود پیشرفت‌های جدید، شناخت ما از تاریخ ایلام همچنان بسیار ناقص است. به‌دلیل اندک بودن منابع بومی، بازسازی تاریخ ایلام عمدتاً باید بر مبنای متون میان‌رودان صورت بگیرد. تاکنون بزرگ‌ترین قسمت متون ایلامی در حفاری‌های شوش بدست‌آمده، شهری که از بدو پیدایش در حدود ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد، گاه زیر سلطهٔ قدرت ایلام و گاه زیر سلطهٔ میان‌رودان بوده‌است. در حفاری‌های قدیمی‌ترین سطوح محوطهٔ  شوش سفال‌های قابل توجهی به‌دست‌آمده که مشابه آنها در میان‌رودان یافت نمی‌شود. در حالی که در دورهٔ بعدی (سطوح ۲۲ تا ۱۷ در کاوش‌هایی که «لو برون» انجام‌داده) مواد باستان‌شناسی به‌دست‌آمده با مواد میان‌رودان در دوره اوروک شباهت دارد. از حدود ۳۲۰۰ پیش از میلاد، می‌توان تأثیر فلات ایران را در شوش مشاهده کرد؛ زیرا نمونه‌های مشابه الواح عددی و سپس الواح ایلامی ابتدایی که در شوش پیدا شده، در تعداد کمتر در سایت‌های فلات ایران تا نقاط دوردستی چون شهر سوخته در سیستان به دست آمده‌است. خط عیلامی ابتدایی که تمامی تلاش‌ها برای کشف رمز آن ناکام مانده‌است، تا حدود ۲۷۰۰ پیش از میلاد استفاده می‌شد اما در دورهٔ کمتر شناخته‌شدهٔ بعدی، یعنی بین پایان دورهٔ نیا-ایلامی و تأسیس سلسله اوان، ایلام به تدریج از گمنامی در آمد. نخستین بار که نام پادشاهی ایلام را می‌بینیم در کتیبه‌ای از انمبرگسیشاه کیش است که در حدود ۲۶۵۰ پیش از میلاد حکومت می‌کرد. اما تنها از آغاز دورهٔ اکدی است که نام ایلام در منابع مکتوب دیده می‌شود.

 


ادامه مطلب
درباره : تاریخ ایلام ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

برچسب ها : تاریخ ایلام , گذشته ایلام , اسم ایلام , نام ایلام ,
بازدید : 46
تاریخ : یکشنبه 02 شهريور 1393 زمان : 9:48 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

تعريف فرهنگ

فرهنگ مجموعه اي از باورها و پندارهاي ارزشي است كه در آداب و رسوم، زبان، ادبيات، مذهب، و ساير ميراث هاي فرهنگي تجلي مي يابد و و روي هم رفته بر خلق و خوي مردم اثر مي گذارد. به عبارت ديگر فرهنگ، حقيقت و هويت معنوي ملت ها است كه ساختار كيفي زندگي يك ملت را مشخص نموده به گونه اي كه زندگي كمي و مادري او را تحت تأثير قرار مي دهد. اما در تعريف فرهنگ اسلامي علاوه بر ويژگيهاي فوق، شاخص ديگري وجود دارد كه آن را از ساير فرهنگ ها متمايز مي نمايد. در تعريف فرهنگ اسلامي گفته اند، فرهنگ اسلامي مجموعه اي از اعتقادات و اصول اسلامي آداب رسوم، اخلاق و ارزشها و قوانين است كه از وحي سرچشمه گرفته شده است.

واژهٔ فرهنگ از دو جزء 'فر' و 'هنگ' تشکيل شده است. 'فر' به معنى نيروى معنوي، شکوه، عظمت، جلال، و درخشندگى است. علاوه بر اين 'فر' پيشوند است که در اين صورت به‌جاى معنى جلو، بالا و پيش مى‌نشيند. در اينجا 'فر' در معنى پيشوند به کار برده مى‌شود.

'هنگ' از ريشه اوستائى Thanga (سنگ) به معنى کشيدن، سنگيني، وزن، گروه و وقار مى‌باشد. معنى ترکيبى اين دو واژه بيرون کشيدن و بالا کشيدن است که منظور از آن بيرون کشيدن مجموع دانستنى‌ها و نيروها و استعدادهاى نهفتهٔ افراد يک ملت براى پر بار کردن پديده‌ها و خلاقيت‌هاى ناشناختهٔ آدمى است.  بنابراين کشور يا جامعه‌اى که مى‌تواند اين نيروها و استعدادهاى نهفته را شناسائى کرده، پربار سازد و به‌کار برد، داراى فرهنگى غنى و سازنده است که در واقع مفهوم خلاقيت فرهنگى است، که به‌زعم ويل ‌دورانت تمدن ناميده مى‌شود. حاصل اين جريان منطقي، در شناسائي، پرورش، و کاربرد توانائى‌هاى يک جامعه است.


در آثار کهن ايران واژهٔ فرهنگ به معنى ادب و تربيت به کار رفته است که با پسوند 'ستان' ، به‌صورت فرهنگستان و به معنى دبستان، و مکتب آمده است.


ازنظر تايلر اگرچه بعضى از صاحب‌نظران بر تعريفى که تايلر از فرهنگ به‌دست داده انتقاداتى وارد ساخته‌اند، اما گفته مى‌شود که کامل‌ترين تعريفى که از فرهنگ تاکنون مطرح شده از او است. به‌نظر او 'فرهنگ مجموعهٔ آميخته و پيچيده و نظام يافته‌اى است از دانستنى‌ها و شناسائى‌ها، هنرها و باورها و آئين‌ها، حقوق و آداب و رسوم، منشاء خوبى‌ها و بسيارى چيزها که انسان از جامعه خويش کسب کرده است

خصوصيات اساسى یک فرهنگ

۱. فرهنگ يک گروه شامل انواع مدل‌هاى اجتماعى رفتار است که به‌وسيلهٔ همه يا اکثريت اعضاء گروه جامعه عمل به‌خود مى‌پوشد.

۲. جامعه يک اصطلاح فرهنگى است که افراد، به نسبت روابطى که با يکديگر دارند، براى بيان برخى از صور رفتارهاى خود به کار مى‌برند.

۳. مکان حقيقى فرهنگ عبارت از وقوع اعمال و ضوابط بين افراد است، که از نظر ذهنى برخوردار از دنيائى مفاهيم است که هرکس در جهت منافع و روابط خود با ديگران مى‌تواند به‌وسيله آن ابزار هويت کند.

۴. هر فرد معرف جزئى از فرهنگ و شاخه‌اى از درخت فرهنگ گروهى است که به آن تعلق دارد


ادامه مطلب
درباره : تعریف فرهنگ ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 6 نفر مجموع امتیاز : 10

برچسب ها : فرهنگ , فرهنگ ایران , معنی فرهنگ , مفهوم فرهنگ , تعریف فرهنگ ,
بازدید : 73
تاریخ : یکشنبه 02 شهريور 1393 زمان : 9:23 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

 تنگه بهرام چوبین دره شهرملکشاهی از فراز کبیرکوهکبیرکوه و کان سیفی

طبیعت مهران

طبیعت مهران

طبیعت مهران


ادامه مطلب
درباره : دیدنی های استان ایلام ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

برچسب ها : عکس های دیدی ایلام , عکس های دیدی مهران , مهران , ایلام , تنگه بهرام , کبیرکوه , تخت خان ,
بازدید : 35
تاریخ : شنبه 01 شهريور 1393 زمان : 20:0 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

     ایلام

(به کردی:ئیلام)

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

به یکی از شهرهای غربی ایران و مرکز استان ایلام است. جمعیت این شهر برپایهٔ سرشماری سال ۱۳۹۰ خورشیدی برابر با ۱۷۲،۲۱۳ نفر بوده‌است. ایلام در عهد باستان نام‌های بسیاری مانند آلامتو، اریوجان، ماسبذان داشته و در قرن اخیر «دیوالا» و «حسین‌آباد» بوده‌است. شهر ایلام بعد از شهرهای کرمانشاه وسنندج سومین شهر بزرگ کردنشین ایران محسوب می‌شود. زبان اهالی شهر ایلام کردی ایران می‌باشد.

ایلام در عهد باستان به ‹‹اَریوجان›› معروف بود. اما ایلام کنونی در سال ۱۳۰۸ شمسی در منطقه‌ای که حسین‌آباد پشتکوه نامیده می‌شد از نو احداث گردیده و یک سال بعد با توجه به سابقه تاریخی و تصویب فرهنگستان ایران به نام ‹‹ایلام›› نام گذاری شده‌است. شهر ایلام در حصاری از کوه‌ها و ارتفاعات جنگلی استقرار یافته و آب و هوایی معتدل کوهستانی و بهاری دلپذیر دارد. ایلام از دیرباز جایگاه شهرنشینی و گهواره فرهنگی ایرانیان بوده است. در دوره ساسانی بخشی از سرزمین “پهله” یا “پهلو” شمرده می‌شده و تازیان آن را “جبال” می‌نامیده‌اند. از سده چهارم تا میانه‌های ششم قمری، این منطقه بخشی از عراق عجم بود. ایلام در دوران جنگ ایران و عراق بشدت آسیب دید

شهر کنونی ایلام، در میان چندین کوه که دور تادور شهر کشیده شده‌اند قرار دارد که آب و هوای معتدل تری نسبت به دیگر نقاط استان دارد. از آنجایی که تپه زیبا و طبیعی شاهد (خرگوشان) و قبر صی می(مهدی پدر هارون الرشید) یکی از خلفای عباسی و دره زیبای ارغوان در میان این کوهها قرار داشت، غلامرضا خان والی در زمان قاجار بر آن شد تا قلعه والی را در میان آن کوهها بنا کند که اولین بنای و به تدریج مردم ایلام در اطراف قلعه و در میان این کوهها شهر ایلام شکل گرفت.

در حال حاضر شهر ایلام به عنوان مرکز سیاسی - اداری استان ایلام از شهرهای توسعه یافته باختر کشور است و به لحاظ دارا بودن تفرجگاهی جنگلی و آثار تاریخی و باستانی متعدد از زیباترین شهرهای استان نیز محسوب می‌شود.

 

ساکنان ایلام مسلمان بوده و پیرو مذهب شیعه هستند.کثر اهالی ایلام کرد بوده و زبان رایج بین آنان کردی ایلامی و فیلی (ملکشاهی) می‌باشد.

مرد                      سن                          زن

هرم رشد جمعیت ایلام
هرم جمعیتی ایلام در سال


ادامه مطلب
درباره : ایلام ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

برچسب ها : ایلام , شهر ایلام , زبان مردم ایلام , فرهنگ مردم ایلام , مذهب مردم ایلام , هرم جمعیتی ایلام ,
بازدید : 69
تاریخ : شنبه 01 شهريور 1393 زمان : 19:53 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()

 

قبیله

به اجتمایی از افراد اطلاق مى شود كه بر اساس خون (جد) و نسبت به همكارى در جهت بهبود معيشت خود دست زده باشند.اصل مشترك درهمه قبيله‏ ها«نژاد»و«سرزمين»بوده است.نيرومندترين چيزى كه در واقع ستون حفظ و تداوم قبيله است و خون و نژاد و وطن را حفظ می کند،عنصر تعصب است.فرد عضو قبيله بايد در حفظ اين رابطه و استحكام و تداوم آن كوشا باشد و حتى از جان و مال خود دريغ نكند.اگر جرمى رخ بدهد،همه قبيله بايد تاوان آن را بپردازند و اگر افتخارى نصيب قبيله بود،همه راشامل می شود.گاه براى تقويت و استحکام، قبايل ضعيف با قبيله ای بزرگتر و نيرومندتر ادغام می شوند،اين امر در زمان جاهليت در ایجاد و تقويت قبايل نقش مهمى را بازى كرده است. به مجرد آنكه قبيله‏ اى با پيمان، خود را در پناه قبيله ديگر قرار می داد،  قبيله نيرومندتر وظیفه داشتكه از تمام شئونات و حيثيات قبيله همپيمان،دفاع كند.

رفتار قبیله ای

رفتار قبیله‌ای با تعصب و نوعی خونگرایی و نژادپرستی همراه است، این در حالی است که به راحتی نمی‌توان از اصالت یک خون و یک نژاد سخن به میان آورد. از طرف دیگر به جای اینکه توافق‌ها براساس قراردادها و یکسری اصول تعریف شده باشد، بیش تر براساس یک میراث از گذشتگان است. رفتار قبیله‌ای همیشه توأم با احساس و هیجان و به دور از عقلانیت است و هیچوقت معیاری برای سنجشی برای عملکرد (خوب یا بد بودن) وجود ندارد.

چگونه قبایل شکل گرفتند

بشر پس از زندگي انفرادي و خانوادگي به ناچار به سوي زندگي فبيله اي روي آورد . تعداي خانواده در يك محل زندگي كرده و احتياجات اوليه و مشترك يكديگر را تامين مي كنند .از مهمترين اين نيازها امنيت در مقابل جانوران وحشي و نيز همجنسان وحشي و هجوم ساير قبايل ميباشد .بنابراين افراد يك قبيله به شدت به اتحاد با يكديگر نيازمند ميباشند . زندگي در خارج از قبيله و بدون چتر حمايتي آن مفهومي ندارد . چه بدون حمايت قبيله يك فرد نخواهد توانست مهمترين ضرورت زندگي يعني امنيت خود را تامين كند . و نابودي چنين فردي تقريبا قطعي است . پيوند هاي ازدواج كه در هر نقطه ويژه گي هاي خاص خود را داشتند در درون قبيله صورت ميگرفتند و پيوند بين خويشان يك امر بديهي و ضروري بود و البته هنوز هزاران سال وقت نياز بود تا تجربه و دانش بشر آسيب ها و معلوليتها ي ناشي از اينگونه ازدواج هاي نزديك و خانوادگي را بداند و قانون تنازع بقا و زنده ماندن قوي تر خود ، كودكان ناقص و ناتوان و يا كم توان را به سرعت از حق حيات محروم ميكرد. آنچه كه اهميت داشت ازدياد جمعيت قبيله و به عبارتي قدرت آن قبيله بود . قبيله همه چيز يك انسان بدوي ميباشد و تمامي هويت او را در بر ميگيرد . اگر به فردي از افراد قبيله تجاوزي از قبيله ديگري صورت گيرد مانند اين است كه به همه افراد اين قبيله تجاوزي صورت گرفته باشد و همه قبيله به دفاع از هم قبيله اي خود بپا ميخيزند و آنچه كه اهميت ندارد بر حق يا باطل بودن هم قبيله ميباشد . اما در روابط داخل قبيله اي راههايي ابتدايي و اغلب بسيار عجيب و غير منطقي به منظور تشخيص فرد خطاكار وجود داشت از جمله خوراندن زهر و يا پرتاب تير به طرفين دعوا تا آنكه بر حق باشد باقي بماند و متجاوز از بين رفته يا مشخص شود! به اتكاي همين قانون حمايت قبيله اي اگر فردي از افراد يك قبيله كشته ميشد بايد فردي از قبيله قاتل در مقابل كشته شود و در غير اين صورت بين دو قبيله جنگي خونين رخ خواهد داد . اين قانون محكم ترين و قطعي ترين قانون قبيله بود . به همين دليل افراد قبايل مختلف تا وقتي كه در زير چتر حمايتي قبيله خود قرار دارند در امنيت بسر ميبرند . و اگر فردي از قبيله اش طرد ميشد يك محكوم به مرگ بيش نبود . مگر آنكه بتواند زير چتر حمايتي قبيله ديگري قرار گيرد .

درون يك قبيله افراد به شدت به عقايد و سنت هاي خود پاي بند مي باشد زيرا هر گونه مخالفت با اين سنتها ميتواند خطر جدايي از قبيله را به همراه داشته باشد و بدون قبيله نيز زندگي مفهومي نخواهد داشت . جادوگر قبيله همه نيازهاي قبيله را برآورده ميكند . از درمان بيماري ها گرفته تا دعا براي بارش باران و يا تشخيص مجرم و خطاكار . كسي را نيز با راي و نظر او ياراي مقابله نيست چرا كه همانطور كه گفته شد بدون چتر حمايتي قبيله زندگي مفهومي نداشت.

خشونت و فقدان آنچه ما عاطفه مي ناميم شايد از ضروريات زندگي بدويان بوده است . چرا كه در اين نحو زندگي انسان كمترين فاصله را از طبيعت وحشي پيرامون خود گرفته بود . كشتن ويا آماده كشته شدن بودن ، امري بسيار عادي بود. در برخي موارد داشتن توانايي كشتن از ابتدايي ترين اموري بود كه يك انسان بدوي ميبايست مي آموخت . حتي در برخي قبايل يكي از شرايط ورود به اجتماع و پشت سر گذاشتن دوران كودكي توانايي كشتن همنوع بود.

در چنين شرايطي آنچه كه ما امروزه عواطف انساني ميناميم هنوز مفهومي نداشت . خلاء هايي كه در اثر كشته شدن اهالي قبيله چه در جنگ ها و چه با بيماري ها و يا عوامل طبيعي پيش مي آمد با تدابيري جبران ميشد . اسير گرفتن و به تملك در آوردن زنان و كودكان قبيله دشمن و يا فرد به قتل رسيده و يا به زنی گرفتن زن برادر درگذشته از جمله اموري بود كه در جوامع بدوي امري عادي بود.

اما همانطور كه بشر تا زماني كه كوچ كردن از يك نقطه به نقطه ديگر را رها نكرده و در محلي ثابت ، ساكن نشد ، نتوانست پاي در مرحله بعدي رشد خود بگذارد . براي صعود به مراحل بعدي رشد و تكامل اجتماعي نيز مي بايست زندگي قبيله اي را پشت سر ميگذاشت . و چنين نيز شد . و هزاران سال مورد نياز سپري شد و كم كم قبايل مختلف به يكديگر پيوستند و عشاير را بوجود آوردند و عشاير نيز روستاها، و روستاها شهرها را بوجود آوردند و بدين گونه بشر وارد مرحله جديدي از زندگي اجتماعي خود شد .در اين ميان گاه اگر اندك فرصتي براي برخي پيش مي آمد بشر ميتوانست در جستجوي نيازهاي غير حيواني جديدي براي خود برآيد . به گفته ويلدورانت در كتاب تاريخ تمدن " توجه فرد به خودش، آزاديو . . . زينتي است كه از مختصات تمدن به شمار مي‌رود؛ در فجر تاريخ بود كه عده‌اي كافي، مرد و زن، از ترس گرسنگي و توالد و تناسل و كشتار رستند و توانستند ارزشهاي عالي فراغت و بيكاري، يعني فرهنگ و هنر، را براي جهان متمدن ابداع كنند"

اينك در اين كره خاكي ما ميتوانيم جوامع مختلفي را با سطوح فرهنگي ، اجتماعي و فني بسيار متفاوت مشاهده كنيم . در اعماق جنگلهاي آمازون هنوز قبايلي بسيار بدوي وجود دارند كه هنوز در مرحله شكار بسر ميبرند و حتي خوردن گوشت همنوع خود . و در نقطه اي ديگر بر سر لغو حكم اعدام حتي براي قاتلين كشمكش وجود دارد . و البته گاه در ميان همين جوامع پيشرفته نيز بسادگي ميتوان مواردي از سنتهاي قبيله اي را يافت .

در بررسی‌های انسان‌شناسی و مردم‌شناسی ایران، مفهوم قبیله در ارتباط با کوچ‌نشینی و عشایر مطرح می‌شود و این مفهوم را با مفهوم ایل مترادف دانسته و بجای یکدیگر نیز به کار می‌برند. به عبارت دیگر مفهوم ایل یا قبیله را نمی‌توان بدون توجه به کوچ یا عشایر تعریف کرد. تبار خویشی و خونی و اشتراکات فرهنگی از ارکان تعریف ایل به حساب می‌آیند. در فرهنگ ایرانی، ایل را شامل گروهی از انسان‌ها با حداقل دو واحد فرعی چون طایفه می‌دانند که به زبان یا لهجه خاصی صحبت می‌کنند، صاحب فرهنگی مشترک هستند که آنها از سایرین متمایز می‌کند، دارای یک واحد اجتماعی منسجم هستند، احساس پیوستگی جمعی دارند و بالاخره، به نام مشترک مشخصی خوانده می‌شوند و یا خود را به آن نام می‌خوانند.

رد تفکر قبیله ای در کلان شهرهای ایران

امروزه در شهر های بزرگي مانند تهران انبوه زيادي ازمردمي با ظاهري تقريبا يكسان و زبان و عرف و سنتي تقريبا مشابه زندگي مي كنند .گرچه اين مردم خود به فرهنگ هاي متعددي تعلق دارند اما همگي ظاهري كم و بيش مشابه دارند. مردمي با پوشش متداول مردمان جديد ، درصد تحصيل كرده هاي بالا ، ظاهري گاه مرتب و رفتاري به ظاهر مشابه آنچه در ساير جوامع پيشرفته مشاهده مي شود. اما اگر كمي دقت كنيم آثار و علائم بجا مانده از فرهنگ ها و سنتهاي قبيله اي را همچنان مي توان در رفتارهاي ما مشاهده كرد .

قبيله درعرب

قبیله نزد علمای لغت و نسب عبارت از جماعت و گروهی است که به یک پدر واحد منتسب بوده و از آن‏ ریشه می‏ گیرند. در بعضی موارد قبیله به مادری واحد منسوب می‏گردد که بعضی از نسابین از پیمان‏ مصاهرت و دامادی که بین قبایل مختلف عرب از قدیم‏ترین ایام بسته شده سخن گفته‏اند.بدین گونه‏ است که از لحاظ بافت اجتماعی و فرهنگی،در بعضی‏ از قبایل عرب ردپای مادر سالاری دیده می‏شود.

قبیله در جامعه عصر جاهلی نه تنها شالوده حیات و بقای تمام پیوستگی‏ های فردی و اجتماعی عرب به‏ شمار می‏ رفت، بلکه تمام ارکان شخصیت و اندیشه او را نیز شکل می ‏داد.در جامعه قبیله‏ های عصر جاهلی، همانند تمام جوامع قبیله‏ای و حتی شدیدتر از آن ها، در تمام حالات اصالت  با قبیله بوده نه با فرد وابسته به‏ آن.

نام بیشتر قبایل عربی بر گرفته از نام حیوانات پیرامون خود بوده است عده ای بر آنند که علت نامگذاری قبایل عرب به‏ حیوانات باید نوعی اعتقاد به توتم در جزیرة العرب باشد این سخن قابل نقض و رد است زیرا هیچیک از مورخانی که از ادیان عصر جاهلیت سخن گفته‏اند اشاره‏ای به توتم پرستی نکرده‏اند.مطلب دیگر این که‏ اعراب گوشت حیوانات را می‏خوردند،بنابراین‏ نمی‏توانسته‏اند به توتم اعتقاد داشته باشند.اصل‏ مطلب این است که قبایل بخاطر تفاؤل،این نامگذاری‏ را داشته‏اند.از آنجا که هر کدام از حیوانات دارای‏ صفت خاصی بوده‏اند که به رغم قبایل،منعکس کنندهء ویژگی آنان بوده،خود را منسوب به آن حیوانات‏ می‏دانسته‏اند.مثلا بنی کلب(فرزندان سگ)خود را واجد صفت وفاداری-که از ویژگی‏های سگ است- می‏پنداشتند.از سوی دیگر اعراب بخاطر انسی که با حیوانات پیرامون خود داشتند علاقه‏مند بودند صفات‏ آنها را در افراد قبیله خود وارد سازند.از همین روی،نام‏ آن حیوانات را برای خود برمی‏گزیدند.

بعضی نام های دیگر برای قبایل عربی:

 بنی‏ یربوع(فرزندان موش)؛بنی اسد(فرزندان شیر)؛بنی‏ ثور(فرزندان گاو)؛بنی حجش(فرزندان الاغ)؛بنی‏ جرار(فرزندان ملخ)؛بنی حمامه(فرزندان کبوتر)؛بنی‏ دبّ(فرزندان خرس)؛بنی ذئب(فرزندان گرگ)؛بنی‏ عنز(فرزندان بز)؛بنی غراب(فرزندان کلاغ)؛بنی فهد (فرزندان یوزپلنگ)؛بنی قرد(فرزندان میمون)؛بنی‏ کلب(فرزندان سگ)؛بنی نمر(فرزندان پلنگ)و...

قبیله گرایی در ایران و ایلام

تمام تاریخ ایران و عرب  با قبیله‌گرایی همنشین است و با توجه رشد تفکرات بشری دارای نوعی دوگانگی نیز می باشد ، یعنی قبیله‌گرایی همزمان با شهرنشینی نیز رشد داشته است! و تا اواخر دوره قاجار شاهد حکومت‌های قبیله‌ای هستیم و بنا به دلایلی 90 تا 95 درصد مردم دارای زندگی قبیله‌ای بودند.

 

 

 

موضوع قبیله‌گرایی یکی از موضوعاتی است که کمتر کسی آن را نشنیده است، این واژه در آزمون‌های سرنوشت‌سازی مانند انتخابات بیش از هر زمان دیگری به گوش می‌رسد، با وجود این‌که نخبگان و عامه مردم از وجود این موضوع آگاهی دارند، اما کمتر به صورت علمی مورد بررسی قرار گرفته است.


قبیله در ایلام قدرت آفرین، هویت‌آفرین و امنیت‌آفرین است!

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

 اکنون زندگی ما در ایلام تحت تأثير قبایل است، در مورد این‌که چرا حتی بسیاری از نخبگان هم به راحتی از قبیله‌گرایی دل نمی‌کنند، تصریح کرد: قبیله‌گرایی در ایلام شبیه به خودرويي است كه تا وقتی که بتوانند از آن استفاده کنند آن را کنار نمی‌گذارند، مگر این‌که جریمه یا مالیات سنگین بر آن بسته شود و امکان استفاده از آن وجود نداشته باشد (دکتر سیاوش یاری). وی موضوع مورد بحث را این‌گونه تبیین کرد که اگر من منتسب به قبیله‌ای باشم و در سایه این انتساب می‌توانم رأی بیاورم چرا استفاده نکنم؟ پس هنوز طایفه جوابگوی نیازهای فرد است و تا وقتی که چیزی برای جایگزینی آن وجود نداشته باشد این وضعیت ادامه دارد

 

چرا در ایلام قبیله گرایی در بین نخبه گان هم وجود دارد؟

یکی از دلایل مهم گرایش به قبیله‌گرایی در بین نخبگان را عدم شکل‌گیری نهادهای مدرن دانست و گفت: قبیله در ایلام قدرت آفرین، هویت‌آفرین و امنیت‌آفرین است و تا زمانی که به دلیل عدم شکل‌گیری نهادهای مدرن، از این ویژگی‌ها برخوردار باشد نباید انتظار داشت از جامعه رخت بربندد.

 

 

اکنون ما به جایی رسیده‌ایم که رفتار سنتی‌مان در مقابل رفتار نوین قرار گرفته است و نه مدرن هستیم و نه سنتی، یعنی گرفتار تناقضی شده‌ایم که از خصوصیات جهان سوم است و ما مجبوریم در تناقض زندگی کنیم که باید برای حل این تناقض چاره‌اندیشی کرد. ما می‌خواهیم یک سری مولفه‌های سنتی‌مان حفظ شود و از طرفی هم می‌خواهیم ادعاهای مدرن را در جامعه پیاده کنیم و این تناقضی است که سالیان سال است از زمان آشنایی با مدرنیته با آن روبرو هستیم.

                                             عوامل عقب ماندگی در ایلام (فلاحی، س)
توسعه را چه از منظر اسلام و چه از منظر مکاتب و فرهنگ های غربی نگاه کنیم واجد یکسری مبانی عقلایی و ثابت است که نمی توان به بهانه خاص گرایی و مسیرهای متفاوت توسعه آن ها را نادیده گرفت . یکی از این مولفه های ثابت و عقلایی، مدیریت استراتژیک است یعنی استفاده از منابع بالفعل و تلاش برای بالفعل کردن منابع بالقوه ، یعنی استفاده از نیروهای متخصص و تلاش برای انفکاک کارکرد و جلوگیری از تداخل کارکرد . مع الاسف این بعد از توسعه یکی از حلقه های مفقوده در استان ایلام است . مدیریت در این استان فاقد عمق استراتژیک است و در این مدیریت نه از روی زمین ما ( منابع انسانی ) و نه از زیر زمین ما ( منابع زیرزمینی ) درک درستی وجود ندارد . در این مدیریت به جای کنترل بحران ، خود در ایجاد بحران نقش آفرینی می کند ، به جای تعامل ، چالش برانگیز است و به جای حاکمیت عقلانیت بر آن ، یک شور سهم خواهی در آن موج می زند . معیارها و متغیرهای حاکم بر آن بیشتر مبتنی بر انتساب و نسب محوری و قبیله گرایی است و کمتر برای ویژگی های اکتسابی و فردیت شخص احترام قائل می شوند این مدیریت مانع بزرگ تحرک اجتماعی است . در این مدیریت یک روح دوئیت ساز ، حاشیه و متن ساز ، خودی و غیر خودی ساز و مبتنی بر تقابل های پایگانی وجود دارد که در آن فضایی برای بسیاری از مردان متعهد و متخصص و زنان توانا نیست . زنان حاضران همیشه غایب این عرصه هستند ، مع الاسف دال مرکزی این مدیریت شایسته سالاری نیست و تا زمانی که نوع نگاه و فرهنگ خاص حاکم بر عزل و نصب ها و تقسیم فرصت ها و ثروت ها عوض نشود ، ما همچنان در عرصه ای که می توان آن را عرصه فقدان تصمیم و تدبیر نماید خواهیم بود . پس یکی از راههایی که می توانداستان را در مسیر توسعه قرار دهد حاکم شدن مدیریت استراتژیک بر آن است .

نمی توان به بهانه این که تمام دنیا اشتباه می کند و فقط ما می فهمیم به مردم آدرس غلط داد . در جهان پیشرفته نیروی انسانی متخصص کارامد و واجد آگاهی یک فرصت است و حضور توامان و مبتنی بر عقلانیت زن و مرد در کنار هم و برای پیشرفت و توسعه ، مسیرهای مسدود توسعه را باز می کند ، ایلام هم از این قاعده مستثنی نیست ، نمی توان به بهانه این که ما متفاوتیم و چشم ها را باید شست و جور دیگر نگاه کرد نیمی از جمعیت را نادیده گرفت و فرصت های حضور و بروز را از آن ها گرفت . نمی توان از دنیا برید و دور خود حصار کشید عصر ما عصر متفاوتی است ، عصر اطلاعات ، ارتباطات و وابستگی ها ی متقابل است نمی توان ایلام را با مولفه های کاملاً منسوخ و تاریخ مصرف گذشته مدیریت نمود . نمی توان به سبک قدیم "دیواخان" درست نمود و "لا مردان" و "لاژنان" در آن تعبیه کرد و امر نمود زنان فقط برای پذیرایی حق ورود به لامردان را دارند . نمی توان با نگرش هایی که حامل سلطه هستند به پیش رفت ، نمی توان تغییرات جهانی را نادیده گرفت و سر را عین کبک زیر برف فرو برد . اگر هم بخواهیم دیگر نمی شودچون به قول انگلیسی ها جن از بطری پریده است . زنان در سایه انقلاب اسلامی به آگاهی و شعور سیاسی رسیده اند ، مطالبات خاص و عام دارند . یکی از مطالبات آنها حضور فعال در عرصه قدرت است . هم دانایی و هم توانایی ورود در این عرصه را دارند . زنان به خاطر ویژگی های عاطفی و روحی خود می توانند یک حامی و پشتیبان خوب برای توسعه پایدار باشند .

نگاه من به زن و حضورش در عرصه مدیریت یک نگاه مبتنی بر جنسیت و یا به عبارت دیگر زن گرایانه نیست بلکه یک نگاه واقع بینانه است . این نگاه مبتنی بر این باور است که زنان باید به خاطر توسعه استان وارد عرصه مدیریت شوند نه به خاطر زن بودنشان . متاسفانه هر چه در این استان تغییر و تحول رخ می دهد ؛ نمایندگان تغییر می کنند ، استاندارها عوض می شوند ، آمد و شدها زیاد و کم می شود چیزی که تغییر نمی کند جایگاه زنان در عرصه قدرت و مدیریت است . انگار یک جبر تاریخی بر آن حاکم است . سرنوشت محتوم و لایتغیری که توسط صاحبان قدرت یعنی مردان بی مسئولیتی که به ناحق و به صرف وابستگی های سیاسی ، گروهی و قبیله ای به قدرت رسیده اند رقم زده شده است هر چند که هستند مردان مدیری که به خاطر داشته های علمی ، تخصصی و شخصیتی خود در مسند مدیریت قرار گرفته اند ، امام کم اند ، دوران مدیریتشان کوتاه است ، به تفکرشان وقعی نهاده نمی شود و انگار وصله ی ناجور در این استان هستند .با این شرایط دور نمای حضور زنان در عرصه ی مدیریت خیلی امیدوار کننده نیست.باید به خود تکانی داد ، دنیای پیشرفت و توسعه را رصد نمود . متاسفانه در کنار نگاه حذفی و مرد سالارانه به زنان ، تسلیم شدن خود زنان به این شرایط نیز مشکل را مضاعف نموده است . البته این تسلیم ، تاریخی است و یک عقبه طولانی دارد . از دیر باز در گفتمان های مسلط نرینه گرایی وجود داشته است . زنان در قالب تعاریف گفتمان های مرد سالار فرو رفته اند و باور کرده اند جنس دوم هستند ، به یک جمعیت خاموش و راکد بدل شده اند ، در آنها شور کوشندگی نیست و این حادثه تلخ کاملا به ضرر استان است و باید از این اتفاق نامیمون به شدت ترسید .

در پایان به نظر من اگر میخواهیم استانمان کمی از جایی که هست و در شان آن نیست رهایی یابد باید از تمام نیروهای توانا و واجد شعور و فهم مدیریتی و تصمیم گیری استفاده نماییم . استان در بحران مدیریت دست و پا می زند ما باید سه ضلع عقب ماندگی این استان را از بین ببریم که عبارتند از قبیله گرایی ، سیاسی بازی و زن ستیزی .تعجب

 


 


ادامه مطلب
درباره : قبیله گرایی در ایران و ایلام و ملکشاهی ,
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

برچسب ها : قبیله گرایی در ایلام , قبیله گرایی در ملکشاهی , قبیله گرایی در ایران , قبیله گرایی , ملکشاهی , ایلام , فرهنگ در ایلام , فرهنگ در ملکشاهی ,
بازدید : 53
تاریخ : شنبه 01 شهريور 1393 زمان : 17:27 | نویسنده : روح اله زیبرم جوانمرد | نظرات ()


درباره سایت


درود بر شما عزیزان: با توجه به نقش اساسی فرهنگ در پیشرفت یک جامعه در این وبلاگ سعی شده است از تأثیر مثبت و منفی پارامترهای مختلف فرهنگ بحث شود. در این میان قبیله گرایی و نژادپرستی نقش شاخصی را ایفا می کنند. خصوصا در جریان انتخابات باعث پیروزی افراد نالایقی شده که در مجلس و یا سایر شوراها توانایی ابراز وجود هم ندارند. امیدوارم افراد فرهیخته و آگاه به مسائل جامعه وارد میدان شده و برای حل این معضل چاره ای بیاندیشند. بنده نیز به عنوان یک فرهنگی به نوبه خود و از این طریق از همه افراد جامعه دعوت می کنم برای ریشه کن کردن این معضل پا پیش بگذارند.

آمار سایت

آمار مطالب
کل مطالب : 28
کل نظرات : 8
آمار کاربران
افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 5

کاربران آنلاین

آمار بازدید
بازدید امروز : 42
باردید دیروز : 5
گوگل امروز : 1
گوگل دیروز : 3
بازدید هفته : 42
بازدید ماه : 115
بازدید سال : 542
بازدید کلی : 8,808

اطلاعات کاربری


عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

موضوعات

ایلام
قبیله گرایی در ایران و ایلام و ملکشاهی
نژادپرستی و پیامدهای آن در ایران و ایلام
زندگی نامه کوروش بزرگ
مفهوم آزادی
ظلم به زنان در طول تاریخ
نمایش افزایش جمعیت در کره زمین به صورت آنلاین
تبدیل تاریخ شمسی (خورشیدی) به میلادی
فال ماه تولد
فال انبیا
گالری عکس های من
سخنان زیبا از کوروش کبیر (بزرگ)
دانستنی های جالب و جذاب
جملات زیبا از دکتر علی شریعتی
جملات پیامکی
تعبیر خواب
احادیث انبیا
تقویم شمسی مستقل از تقویم کامپیوتر
فال حافظ
جملات عاشقانه
اوقات شرعی به وقت ایلام
جستجو در گوگل
تاریخ ایلام
دیدنی های استان ایلام
تعریف فرهنگ
جملات بزرگان
زمین شناسی ایلام و ایران

خبرنامه

براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

نظرسنجی

نظر شما در مورد قبیله گرایی چیست








چگونه می شود نژاد پرستی و قوم گرایی را در ایران ریشه کن کرد؟






جستجو


کدهای اختصاصی

Hello World !

پشتیبانی

RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : Enterweb.ir